در باره ی سخیداد هاتف

   زنده گی نامه کوتاه سخیداد هاتف

   سخنی در مورد این گفت و شنود و سلسله از این زاویه


با خواندن اینجا مخفی گاه دشمن است! ، که در نخستین و یگانه شماره ی مجله افرند منتشر شده بود، با نام سخيداد هاتف آشنا شدم. گرچه افرند پر بود از پرآوازه ترین نام ها ، ولی مرا نه نام نویسنده ، بل عنوان نوشتار به سوی مخفیگاه دشمن کشانید. آن مخفیگاه  را سرتا پا چند بار زیر و زبر کردم - مگر ممکن بود کسی که پیش از آن نامی هم از او در رسانه ها به چشمم نخورده بود و حتا استادان سرشناس ادبیات ما هم او را نمی شناختند، این مطلب را نوشته باشد؟!
مقاله چنان یک دست بود که نمی شد گمان کرد کسی رفته و از متفکران و ادبای بزرگ مفکوره ها و گفته هایی را گرفته و با هم سرش کرده و به نام خود منتشر ساخته است.
با جستجوی چندین مراتبه یی مخفی گاه دشمن ، معتقد شدم که ستاره یی در حال طلوع است. کوشيدم نشانی وی را بيابم و همکاريش را با آسمايی جلب کنم. بالاخره زمانی که هاتف به امريکا آمد، از روی لطف دوستان مشترک ، وی را يافتم. از همان نخستين صحبتی که با هاتف داشتم از وی خواستم تا متن ديجيتال مقاله ی اینجا مخفی گاه دشمن است! را برای نشر در آسمايی ، بفرستد. ماجرای آن نوشته به جای خودش ، ولی هاتف از همکاری با آسمایی دریغ نکرد- گرچی این همکاری مد و جذرهایی داشت.

باری هاتف برایم نوشت که به دلیل داشتن کار بسیار نتوانسته است در موقع معینه مطلبی را که وعده کرده بود بفرستد. من در پاسخش نوشتم: ...اگر من امکان مي داشتم و شما هم موافق مي بوديد چنان مي کردم که
...ادامه...

 ورود به صفحه اختصاصی سخیداد هاتف در آسمایی

وبلاگ های سخیداد هاتف :

رهانه  

ورود به ویژه نامه ها و صفحات آرشیف آسمایی

گفت و شنود با سخیدداد هاتف

  

رسیدن به آسمایی: 17.03.2009 ؛ نشر در آسمایی:  17.03.2009

پنچ قلم توضیح

( در پاسخ به نقد آقای اسماعیل اکبر)

رسیدن به آسمایی: 09.03.2009 ؛ نشر در آسمایی:  10.03.2009

 

   پاسخ سخیداد هاتف به پرسش نصیر سهام

 

...شما بر نکته یی بسیار مهم انگشت نهاده اید. به راستی ، آیا آرزوهای بلند ما روزی در صدای مشترکی بازتاب خواهند یافت؟

به نظر من اگر هر کدام از مایی که صادقانه می خواهیم وطن مان جایی برای زیستن ِ شاد و آزاد برای همه گان باشد ، کمی
...ادامه...

 

انجام گفت و شنود: 25.02.2009  ؛ نشر :  05.03.2009

 بخش ششم و پایانی

از اوباما تا به ما

در بخش پایانی گفت و شنود با سخیداد هاتف از جمله می خوانید:

- راز پیروزی اوباما از نظر هاتف ؛

- اگر هاتف مشاور اوباما می بود به وی چی می گفت؛

- به نظر هاتف اوباما تا چی حد توقعات افغان ها را مدنظر خواهد گرفت؛

- سفارش هاتف در مورد تداوی بیماری افغانی آنان می توانند و رسیدن به رستگاری ما می توانیم چیست؟

... متن کامل...

انجام گفت و شنود: 25.02.2009  ؛ نشر :  04.03.2009

   بخش پنجم

هاتف در آیینه

... من نمی توانم بپذیرم که آدمی که روبرویم نشسته است و از نگاه و حرکات و سکنات اش اضطراب و نفرت و خشم می بارد رستگار است ( هر قدر که عبادت کند یا هر قدر که سرمایه ی علمی داشته باشد). البته رستگاری به نظر من ... متن کامل...

انجام گفت و شنود: 25.02.2009  ؛ نشر :  03.03.2009

  بخش چهارم

 شانه خالی نکردن از مسوولیت های روشنفکرانه

 ... در کشور ِ ما متاسفانه بسیاری در یکی از دو نهایت می ایستند : یا فکر می کنند که حفظ هویت خود جز در جدا ماندن ممکن نیست ، یا فکر می کنند که برای حصول وحدت ملی کسی نباید نامی از هویت ِ اتنیکی یا زبانی و مذهبی خود ببرد. در حالی که این دو ... متن کامل...

    بخش سوم

آینده  را نباید قربانی گذشته  کرد

من نمی گویم که جنایت کاران را به اسم دیگری صدا کنیم ، یا در برابر شان سر خم کنیم و سپاسگزار شان باشیم. اما فکر می کنم که احقاق حق و اجرای عدالت نباید سبب حق کشی و بی عدالتی بیشتر شود. نگاه ِ من در این مورد نگاهی کاملا ... متن کامل...

    بخش دوم

پنجره ها هنوز بسته اند...

...می دانیم که در غیبت ِ تفکر انتقادی ِ چالش انداز آن دسته از آموزه ها خوب دل و دماغ مردم عادی را تسخیر می کنند که بسیار ساده باشند و دنیای ِ اخلاقی بسیط و مسطح ِ عوام را تایید و تقویت کنند. ایدیولوژی مذهبی در میان مردم افغانستان دقیقا همین کار را می کند. این که گفته اند وقتی فقر از در وارد شود ، ایمان از پنجره فرار می کند درست است. اما به شرطی که پنجره یی باشد و گرنه... متن کامل

   بخش نخست

 زنگی که دل و دماغ را می خراشید...

... مرا به مکتب خانه گی و نزد ملا بردند تا " قاعده ی بغدادی" بخوانم. آن کتاب با الفبا شروع می شود. ملا یک ماه تمام سعی کرد الف- ب- ت- ث- ج را به من یاد بدهد و موفق نشد. یاد نمی گرفتم. او هم منتظر یاد گرفتن من نماند و الفبا را ...ادامه...