19.02.2016

سخن روز

تمایلات مخرب در سیاست روسیه در قبال افغانستان

 

اظهارت مقامات روسی در مورد افغانستان  و برخی گزارش های دیگر ، نشان میدهند که سیاست روسیه در قبال افغانستان در حال تغیر است- تغیری که میتواند منافع ملی افغانستان  را با مخاطرات جدی مواجه بسازد.

ضمیر کابولوف نمایندهٔ رییس جمهور روسیه در امور افغانستان و مدیر شعبه دوم آسیا در وزارت خارجه روسیه ، چند روز پیش () در مصاحبه با سپوتنیک با ناکارا خواندن مذاکرات چهارجانبه کنونی  گفت : مسکو به تلاش های امریکاییان در باره حل اوضاع در افغانستان نخواهد پیوست، اما آماده است خود پروسه مذاکرات را تشکیل دهد - مذاکراتی که به گفته او به صورت عینی و آگاهانه، با درنظرداشت منافع تمام دول منطقه، به شمول روسیه باشد. و اما، اگر این گفتهٔ دیپلومات روسیه را با گفته های دیگر وی و نیز دکتورین نظامی نو روسیه کنار هم بگذاریم، آن گاه میتوان دید که این موضعگیری وی چه معنا میتواند داشته باشد.

ضمیر کابلوف  در ۲۳ دسامبر سال گذشته در مصاحبه با انترفکس  گفت : طالبان اکنون در کتله اساسی شان به گونهٔ‌جنبش رهایبخش ملی عمل میکنند. برای آن ها امریکاییان اشغالگرانی اند که کشور شان را به طور غیرقانونی اشغال و عنعنات فرهنگی و دینی شان را تهدید میکنند...  ؛ او در پاسخ به این  به این پرسش که آیا همانند ارتش آزاد سوریه میتوان از طالبان در مبارزه علیه داعش به عنوان متحد استفاده کرد و آیا مسکو طالبان را برای انجام چنین مبارزه یی طالبان را  تشویق میکند، گفت: در حال حاضر موثریت اقدامات ارتش آزاد سوریه در قیاس با حملات هوایی روسیه بسیار کمتر میباشد. اما افغانستان سوریه نیست و هواپیماهای روسیه نیز قصد اقدام در این کشور را ندارند.  طالبان بدون راهنماییهای روسیه نیز به دنبال این موضوع هستند چون احساس میکنند داعش میخواهد همانند آنچه در گذشته القاعده دنبال میکرد، از آنها در راستای اهداف فراملی، ایجاد خلافت و جهاد جهانی استفاده به عمل آورند. کابلوف در ادامه گفت: طالبان این موضوع را احساس کردند و به این دلیل به داعش ضربات کاملا جدی وارد میکنند. هم طالبان افغانستان و هم طالبان پاکستان اعلام کردند که ابوبکر بغدادی را به عنوان خلیفه به رسمیت نمیشناسد و داعش را قبول ندارند که این بسیار مهم است.

به گفته نماینده ویژه رییس جمهور روسیه، منافع کشورش با طالبان بدون تشویق نیز به صورت عینی مطابقت دارد.  

کابلوف در بخش دیگری از این مصاحبه، به وجود کانالهای ارتباطی مسکو با طالبان اشاره کرده و اظهار داشت: کشورش جانبدار حل و فصل سیاسی مشکل افغانستان میباشد ، بنابراین روسیه میخواهد تا دولت افغانستان حتی با مخالفان مسلح خود بدون جنگ و خونریزی مذاکره کند و به مصالحه قابل قبول دست یابد. برای این باید قطعنامه موجود شورای امنیت سازمان ملل متحد در نظر گرفته شود.

خوب روشن است که روسیه دید ، دریافت و ارزیابی خود را در مورد مسایل  افغانستان دارد. همچنان در حالی که پاکستان، ‌ایران، ‌ایالات متحده ، ‌چین و یک تعداد کشورهای دیگر با طالبان تماس هایی داشته اند،  روسیه را صرف به خاطر داشتن تماس با طالبان  نمیتوان بیشتر از دیگران نکوهش کرد.  و اما، تعریف طالبان به حیث گروهی که به صورت جنبش آزادیبخش ملی عمل میکند ، در واقع نه تنها زیر پرسش بردن مشروعیت  نظام موجود در افغانستان است ، بل در تناقض روشن با اصول و موازین پذیرفته شدهٔبین المللیی قرار دارد که جمهوری فدراتیف روسیه خود را به آن ها متعهد میداند. همچنان این تعریف در تناقض با مواضع و  سیاست اعلام شدهٔ روسیه در قبال افغانستان است.

چنان که روشن است عملیات امریکا و متحدان آن برای سرنگونی رژیم طالبان و نیز تشکیل  ایساف با مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد و رای موافق روسیه  صورت گرفت. تمام قطعنامه های بعدی شورای امنیت نیز با رای موافق روسیه صادر گردیدند.  روسیه در روند بن و کنفرانس های بین المللی به ارتباط بازسازی افغانستان حضور داشت . روسیه  برای امریکا و اعضای ناتو  جهت انتقالات نظامی از طریق قلمرو خود تسهیلات فراهم ساخت. همچنان  روسیه با پول امریکا   برای تجهیز  قوای هوایی هلیکوپترهای نظامی فروخت. روسیه ابراز آماده گی کرده بود تا در بازسازی  140 پروژه یی  كه  به همکاری  شوروي وقت در افغانستان ساخته و  نياز به بازسازی داشت ، اشتراک نموده و همچنان  در برنامه های استخراج معادن ، اعمار بندهای آب و ساختن  راه آهن در افغانستان نیز  سهم بگیرد.
وقتی برنامه انتقال مسوولیت امنیتی مطرح شد،  روسیه  برنامهٔ
خروج نیروهای امریکایی و ناتو و سپردن کامل مسوولیت امنیتی به قوای افغانی را پیش از موقع دانسته و بر این نظر بود که این برنامه به جای  سه سال حد اقل به پنج سال نیاز دارد.

حال از روسیه میتوان پرسید که چرا  همه چیز از براندازی طالبان به واسطه امریکا و متحدان آن تا روند بن و تشکیل نظام نو در افغانستان و حضور امریکا و  ناتو در افغانستان و امضای پیمان های امنیتی میان افغانستان با برخی متحدان بین المللی آن  تا دیروز از نظر روسیه  کاملاً مشروع و در مطابقت با اصول و موازین پذیرفته شدهٔ بین المللی بود و  امروز طور دیگر است ؟!...

*

 روشن است که با آغاز  بحران اوکرایین و ادغام  شبه جزیرهٔ کریمیا  به قلمرو  روسیه ،‌ واکنش غرب به این ارتباط  و از جمله اعمال تحریم های اقتصادی از سوی غرب علیه روسیه ،‌ روابط   میان روسیه و غرب متشنج گردید و مسالهٔ سوریه و اوضاع پیرامون آن کشور بر شدت این تشنج افزوده است. 

روشن است که در دکتورین نظامی نو روسیه که سال گذشته به امضای رییس جمهور ولادیمیر پوتین رسید ، ‌ناتو به حیث خطر برای امنیت ملی روسیه تعریف شده است.

نیاز نیست تا به مقامات روسیه در مورد پیشینیه  مناسبات دو کشور و فراز و نشیبهای دراماتیک و تراژیک آن  توضیح داد- مقامات روسیه در این مورد به حد کافی میداند.

نیاز نیست تا به امریکا و غرب در این مورد گفت که سیاست   پس از خروج نیروهای شوری از افغانستان ،‌ چه گونه بود و به کجاها و چه ها انجامید- مقامات غربی در این مورد به حد کافی میداند.

و اما، افغانستان به حیث کشوری که در دههٔ‌پایانی جنگ سرد به خونین ترین میدان مقابله میان شرق و غرب مبدل شد ،‌ این حق را دارد تا از روسیه  وهمچنان غرب بخواهد تا اشتباهات گذشته را در افغانستان و به ارتباط افغانستان دوباره تکرار نکنند.

**

افغانستان امروز اگر روابط نزدیک با امریکا و غرب دارد، ناشی از نیازمندی هایی است که دارد-امریکا و متحدان غربی اش بزرگترین تمویل کننده گان پروژه های بازسازی در افغانستان بودند و هنوز نیز هستند. همچنان تمام تسلیحات و تجهیزات نو قوای مسلح افغانستان با پول امریکا و متحدان غربی آن خریداری شده اند .  امروز نیز بدون کومک امریکا و غرب افغانستان قادر نیست تا  مصارف روزمرهٔ‌ قوای مسلح خود را تامین کند.

روسیه اگر امکان آن را نداشت و یا نخواست در بازسازی افغانستان سخاوت غرب  و یا حتا هندوستان را داشته باشد ، کم از کم درایت آن را دارد تا بداند که  افغانستان به کومک های غرب در مرحلهٔ‌کنونی تا چه حد نیازمند است. افغانستان پیوسته از روسیه نیز تقاضای کومک کرده است. و اما،  در یکی دو سال اخیر نیز همه تقاضاهای افغانستان برای کومک روسیه  در تامین تسلیحات و تجهیزات قوای مسلح افغانستان و به خصوص قوای هوایی ، عملاً با جواب رد دیپلوماتیک مواجه شده است: روسیه حاضر است تا این تسلیحات و تجهیزات را به صورت محتاطانه و در برابر پرداخت قیمت در اختیار افغانستان بگذارد. در حالی که روسیه خوب میداند افغانستان امکان مالی برای این کار ندارد. همچنان روسیه از زبان همین آقای کابلوف بیان کرده بود که تسلیح و تجهیز قوای مسلح افغانستان در حوزهٔ‌مسوولیت امریکا و ناتو است.

***

به هر رو ،  تعریف طالبان به حیث گروهی که به صورت جنبش رهایی بخش ملی  عمل میکند از زبان نمایندهٔ خاص رییس جمهور پوتین برای افغانستان،   گزارش های برخی منابع   در مورد دادن تسلیحات و حتا آموزش و اطلاعات برای طالبان به خصوص در شمال افغانستان از سوی روسیه را  میتواند قابل باور بسازد. حتا برخی منابع در مورد دریافت مدارکی سخن گفته اند که نشان دهندهٔ‌کومک روسیه به  سقوط کندز در دست طالبان در سال گذشته است . اگر گرمی روابط روسیه با پاکستان  را نیز مدنظر بگیریم، در آن صورت پی بردن به  ابعاد دیگر مساله نیز دشوار نیست. این همه  نشان میدهد که روسیه میخواهد  برای امریکا و  غرب در افغانستان مزاحمت ایجاد کند- حتا اگر این مزاحمت به قیمت بروز یک بحران خونینتر و نابودی آور برای افغانستان نیز باشد.  این همه چیزی نیست جز سیلی بر روی آنانی که به رغم خطاهای کرملین در گذشته ها، در مرحلهٔ‌ کنونی به نقش سازندهٔ روسیه در افغانستان امیدوار بودند. این که روسیه خواهد توانست با دادن امتیازات به طالبان و پاکستانی ها به اهداف خود برسد یا خیر گپ دیگری است. همچنان در این جای شک و تردید بسیار وجود دارد که روسیه بتواند  سیاست هندوستان و چین  را در قبال افغانستان در مسیر منافع و برنامه های خود سوق بدهد.

در این شکی نیست که به علاوه طالبان روسیه ابزار های دیگری نیز برای ایجاد مزاحمت برای امریکا در افغانستان در اختیار دارد. و اما، برای روسیه مبدل ساختن افغانستان به میدان تقابل یک ناگزیری نیست ، ‌یک انتخاب است . روسیه این انتخاب را نیز دارد تا به جای تقابل با امریکا و غرب مانند گذشته به همکاری جهت تامین صلح و امنیت در افغانستان بپردازد-  این همان انتخابی است که مقامات پیشین و کارشناسان امریکا و روسیه در جولای سال پار  در کنفرانس دارتموت   آن را به صلاح هر دو طرف و به نفع افغانستان و صلح و امنیت منطقه دانستند. دور از احتمال نیست که اظهارات کابلوف و برخی اقدامات در هماهنگی با آن در راستای نوع باج خواهی روسیه از امریکا نیز باشد. و اما، اگر هم روسیه به یک سیاست سازنده در مورد افغانستان برگردد، باور کردن آن با حضور کابلوف در مقام کنونی اش برای افغان ها قابل باور نخواهد شد.  اگر روسیه بخواهد از تکرار خطاهای گذشته اجتناب ورزد بهتر است به جای یک کارمند اسبق کی جی بی که بیوگرافی اش با خطاهای گذشتهٔ‌کرملین در افغانستان گره خورده است، یک دیپلومات ورزیده را به حیث نمایندهٔ‌خاص در امور افغانستان توظیف کند.

---

مطالب مرتبط با موضوع :

- پوتین ، روسیه ، سوریه و افغانستان