خالده نیازی

 

همایش ادبی در هرات



 

از تاریخ ۲۷ تا ۲۹نوامبر امسال سومین همایش ادبی در كل و دومین همایش در هرات به كمك گویته انستیتوت برگذار شد.  در این همایش كه هدف آن ساختن زمینه گفتمان بین نویسنده گان و شاعرانی كه در داخل افغانستان كار میكنند و آنان كه در غربت به كار فرهنگی میپردازند بود٫ همهَ آنانیكه در عرصه ادبیات معاصر به خصوص در داخل افغانستان  نام و عنوانی دارند٫ دعوت شده بودند. از خارج كشور نویسنده و كارشناس ادبی آقای لطیف ناظمی مهمان این همایش بودند.

گویته انستیتوت این بار نیز در برگذاری این همایش از كوشش اعظمی دریغ نكرده بود. اگر كمبودی بود ٱن را باید به حساب: ازماست كه بر ماست گذاشت. من كه هر سه بار قرعه به نامم افتاده بود٫ تا در این همایش های ادبی رخصت اشتراك داشه باشم٫ بیشتر از همه از دو اتفاق در جهان اتفاقی ما متاَثر شدم. اتفاق اول مسألهء ریاست بود. در این همایش شدیداً ریاست میشد. و ریاست ها كه به پاس رسم اتفاقی دیموكراسیی عاریتی حد اقل سه ساعت دوام میكردند٫ یعنی هر بخش برنامه روز حد اقل سه ساعت را در بر میگرفت و یك ریاست سه ساعته میداشت٫ امر بر آن میفرمودند كه سه ساعت تمام خوانده شود و در آخر پانزده دقیقه رخصت سوال و اظهار نظر به شنونده گان٫ كه در نظر ریسان جلسه سیائی لشكر فرهنگی یا سیاهی فرهنگی لشكر ریاست بودند ٫ داده میشد. به این ترتیب یكی از بهترین فرصت های گفتمان در عرصه ادبیات معاصر قربانی ریاست بازی های معمول شد.

در دنیای دیگر كه ما به خاطر پشتوانه دوهزار ساله تاریخی خود اصلاً احتیاج به پرداختن به آن را نداریم٫ نیم ساعتی خوانده میشود و سه ساعت بحث.

از شكایت كه بگذریم٫ حضور محكم و قاطع نویسنده های جوان در كابل و هرات چشمگیر و امیدواركننده بود.  اما از آن جای كه من رئیس نیستم و نه تذكره گیرنده  و تذكره دهندهء فرهنگی٫ به من نیامده لیست سه ساعته از نام ها و عنوان های این یا آن نویسنده بدهم. تازه بسياری از آنانی كه در لیست های سه ساعته درج آمده بودند٫ یا در بیرون از سالون به سر میبردند٫ یا از یاد شدن در كنار این یا آن ندانمكار فرهنگی دلخور بودند. برحق! اما به من  نیامده كه به فرهنگی های دارای تاریخ و جغرافیای آبايی حتی حس دلسوزی داشته باشم. من به حساب رسم معمول سه ساعت منتظر اصل مطلب مقالات و.....ماندم و در آخر ريیس ها ختم جلسه آغاز   جالب ترین  و پر استفاده ترین بخش برنامه یعنی صرف نان را اعلام كردند.

اتفاق دوم سكوت حساب شده در مقابل قتل نادیا انجمن بود. بسیاری در حاشیه این قتل را یك اتفاق غم انگیز میخواندند. وقتی آدم ها به جای گفت و گو با هم در حدی استند كه با كاربرد خشونت جان همدیگر را بگیرند و تازه چشم این را داشته باشند كه جامعه با آنان همدردی داشته باشد٫ اندوه دیگر كارا نیست. باز یادم افتاد كه ريیس نیستم. اما مثل اینكه به خواب ریاست رفتن در خون همه مان هست و من كه هزار بار برایم با زبان بی زبانی و گذشتن با بی اعتنائی های معمول از سر كارهایم رسانیده اند كه هیچ سر این كرباس نیستم٫  باز فراموش كردم كه مثل یك آدم یك شهروند كه فكر میكند و مینویسد٫ بنویسم و در كار ریاست های تاریخی و ريیسان جغرافیای از همیشه تا هنوز تنگ و تاریك شما بفرمايید ورنه من میفرمایم دخالت نكنم.

دسامبر 2005