رسیدن به آسمایی:01.2008 .27؛ تاریخ نشر در آسمایی :01.2008 .27

قيوم بشير

نقل كفر،كفر نيست

در شرايطي كه خشونت هاي به وجود آمده از سوي مخالفان دولت در افغانستان هر روز قرباني ميگيرد، جا دارد تا مرهمي  بر زخم هاي هموطنان درد كشيدهء ما گذاشته شود؛ اما، برعكس نه تنها زخمي مداوا نمي گردد، بلكه عده یی تلاش مي ورزند تا آن را به زخم هاي ناسور مبدل ساخته و با تحت نظر گرفتن مردم ستم ديدهء ما -حتّا-  آزادي بيان را از آنان سلب نمايند.

آري! خبر تكان دهنده یی كه طي چند روز اخير در سر خط  اخبار و جرايد قرار داشت محكوم نمودن يكتن از محصلين  دانشكدهء ژورناليزم بلخ بود كه توجه مراجع حقوقي بين المللي و طرفداران آزادي بيان را به خود معطوف داشت و آن صدور  حكم اعدام از سوي دادگاهي در مزار شريف براي يكتن از  ژورناليستان جوان به نام پرويز كامبخش مي باشد كه به ارتكاب اهانت به اسلام از سه ماه قبل در بازداشت به سر ميبرد.

نامبرده در حالي محكوم به اعدام ميشود كه تنها جرمش كاپي نمودن مطلبي از سايت هاي انترنيتي بوده است. صدور اين حكم در پشت درب هاي بسته و در جلسه غير علني دادگاه، آنهم بدون داشتن وكيل مدافع از جانب آقاي كامبخش صورت ميگيرد. صدور اين حكم در چنين شرايطي از سوي  محکمهء مرافعهء  بلخ باعث خواهد شد تا حساسيت هايي را نه تنها در كشور، بلكه در سطح بين المللي در مقابل دولت و نظام حاكم در افغانستان به وجود بياورد.

هرگاه تاريخ سه دههء اخير افغانستان را با درايت و واقع نگري مطالعه كنيم در مي يابيم كه مردم ما در هيچ دوره یی آزادانه نتوانستند ابراز نظر نموده و زندگي كنند و گاهي -حتّا-  شنيدن اخبار مربوط وطن شان را نيز از طريق راديو مخفيانه گوش ميدادند.

همه ميدانيم كه يكي از ركن هاي اساسي جهاد مردم ما بدست آوردن آزادي به معني كامل و واقعي كلمه بوده و آرزوي فرد فرد هموطن ما استقرار نظام ديموكراسي در كشور در چارچوب اسلام بوده است.

اگر كمي فرا تر رفته و تاريخ صدر اسلام را بررسي و مطالعه نماييم ، در مي يابيم كه اسلام از همان نخست با خشونت مخالف بوده و-حتّا-  روايت شده كه هنگامي كه حضرت محمد مصطفي(ص) از كوچه یی عبور ميكردند، شخص يهودیی اقدام به ريختن خاكستر از بالاي بام بالاي آنحضرت مينمود. ولي حضرت رسول همچنان آن را ناديده ميگرفتند تا شايد خودش متوجه اشتباهش گردد. اين كار مدتها ادامه داشت تا اين كه روزي آن حضرت هنگام عبور از محل متذكره متوجه ميشوند كه ديگر آن عمل تكرار نشد، پرسيدند: آيا كسي از آن مرد يهودي خبري دارد؟

يكي از ياران رسول ميگويد: يا رسول الله شخص مورد نظر در بستر بيماري خوابيده است، لهذا آن حضرت بلادرنگ به ديدن آن مرد بيمار يهودي رفته و از او عيادت مي نمايند. مرد مذكور كه متوجه برخورد شايستهء آن حضرت در مقابل عمل زشت خودش ميگردد، ابراز ندامت نموده و به آن حضرت ايمان مياورد و مسلمان ميشود.

پس در صورتي كه اسلام با چنين روشن نگري و بينش وسيع و ديد باز در برخورد با جامعه عمل مي نمايد، چه گونه دول كشور هايي اسلامي كه مي بايست الگويي باشند در عصر حاضر با چنين اعمالي باعث صف‌ آرايي و جبهه گيري دشمنان اسلام ميشوند.

امروز با كمال تأسف بايد پذيرفت كه جهانيان نسبت به شناخت اسلام و نظام هاي اسلامي برداشت هايي متفاوتي داشته و چند دسته گي هايي را مشاهده ميكنند. از القاعده گرفته تا رژيم هاي عياش و فاسد عرب و از طالبان گرفته تا رژيم مكار پاكستان و از رژیم ايران تا تفنگداران افغان همه داد مسلماني سرداده و ادعاي حكومتداري اسلامي دارند؛ ولی،  يكي به نام القاعده كمر به كشتار مردم مي بندد، ديگري به نام طالب سر از تن جدا ميسازد، دیگری خودش را قیم مسلمان معرفی می نماید،  آن يكي به نام خادم حرمين شريفين كشتار پير و جوان فلسطيني را نظاره گر است ، ديگري به نام مقابله با تروريزم جنگ شيعه و سني به راه مي اندازد و در كشور ما نيز به نام نظام اسلامي حكم ها صادر مي كنند.

هيهات كه چه تصويري از اسلام و مسلمين بنمايش مي گذارند، هر چند شاعر فرموده است:

اسلام به ذات خود ندارد عيبي

هر عيبي كه است در مسلماني ماست

جالب اين جا است كه رییس پوليس بلخ نيز مفتخرانه ميگويد كه آن عده از ژورناليستاني كه از آقاي كامبخش پشتيباني و دفاع مي كنند را نيز دستگير خواهد كرد!!!

هويداست كه دست هاي مرموزي در پشت اين ماجرا قرار دارد و با خدشه دار نمودن اذهان عامه سعي دارند آب را گل آلود نموده ماهي بگيرند.

سال گذشته افغانستان سوگوار از دست دادن هزاران انسان بود كه از جمله حد اقل پنج تن آنان را ژورناليستاني تشكيل ميدادند كه هر كدام بابت تهيه نمودن گزارش از اوضاع نابسامان ميهن ما جان هاي شيرين خود را از دست دادند. هرچند كم توجهي دولت در بعضي موارد باعث قتل خبرنگاراني چون اجمل نقشبندي گرديد كه پس از زد و بند سياسي دولت و طالبان منجر به آزادي خبرنگار ايتاليایی و قتل خبرنگار افغان شد. ولي به صورت حتم ميتوان ادعا نمود كه به تعداد 60 تن از روزنامه نگاران و ژورناليستان وطن ما كه طي 12 ماه گذشته مورد بازداشت و يا ضرب وشتم قرار گرفتند اكثراً ذريعهء نيروهاي دولتي و وابسته گان قوماندانان و تفنگسالاران حاكم در كشور انجام يافت.

آيا اينان نميدانند كه اين راهي را كه در پيش گرفته اند به تركستان است؟ و يا اين كه ميخواهند وانمود كنند كه ديگران چيزي نميدانند و يا لااقل متوجه نيستند. تعجب اينجاست كه جناب حامد كرزي رییس جمهوري اسلامي افغانستان نيز در اين مورد سكوت اختيار نموده ، در حالي كه چند ماه قبل آقاي عبدالرحمن كه دين اسلام را ترك نموده و مسيحيت اختيار كرده بود، به دستور جناب ايشان از چنگال ستره محکمه نه تنها خلاصي يافت، بلكه يكشبه راهء طولاني اروپا را پيموده و از طريق فرودگاه بين المللي كابل ، سر از ايتاليا  درآورد و مورد استقبال صدراعظم آن كشور قرار گرفت!!!

گاهگاهي اخباري را راجع به قاچاقبران مواد مخدر و دستگيري آنان مي شنويم، اما آناني دستگير ميشوند كه مقدار ناچيزي را با خود حمل ميكنند، ولي قاچاقبران حرفه یی و عمده كه به كمك مافياي بين المللي مواد مخدر كار ميكنند هرگز دستگير نميشوند. قضيهء آقاي كامبخش هم چيزي شبيه همين مسأله است فقط با تفاوت جرم. نامبرده مطلبي را كه نه تنها خودش ننوشته ، بلكه از يك وبلاگ ايراني گرفته و كاپي نموده است تا سرحد مرگ ميبرد، در حالي كه عبدالرحمن فردي كه ترك دين نموده، با گردن بر افراشته در ايتاليا خوشگذراني ميكند. پس نتيجه همان موضوع مافيا است ، فرقي نميكند كه جرم چيست و مجرم كيست.

واقعيت امر اينست كه در افغانستان بايد با كمال جرآت ولي با تآثر و تآسف يادآور شد كه تعدادي از علماي ديني ما بيشتر عمر شان را تنها در چهارديواري مسجد سپري نموده اند و چيزي از جهان بيرون نميدانند. آنان ميخواهند جامعه را فقط با اندوخته هايي كه با برداشت خودشان از اسلام به دست آورده اند اداره كنند و احساسات را بر عقل و منطق برتري بخشند!!! امروز براي چنين روشي ديگر جايي در افغانستان باقي نمانده است، زيرا اين عصر، عصر تكنالوژي و نوآوري هاست و ما در شرايطي زنده گي ميكنيم كه طفل 5 سالهء ما چيزهايي را ميداند كه خود ما در سنين ده دوازده سالگي نميدانستيم. آن احساساتي كه ميتواند در جامعه برنده باشد، احساسات پاك مردميست ، نه احساسات بوجود آمده از تنگ نظري ها و تحجر مذهبي و ملاحظات گمراه كنندهء آنهاييكه از اسلام ناب محمدي به انحواي مختلف سؤ استفاده مينمايند.

آن عهده از علماي ديني كه خواهان اعدام آقاي كامبخش هستند، متأسفانه عجولانه تصميم به صدور چنين حكمي گرفته اند، زيرا آنها قرار گزارشات از اصل موضوع اطلاع ندارند و تنها شنيده اند كه به اسلام اهانت شده است. اينجاست كه ميتوان گفت احساساتي آني حاكم بر عقل گرديده و نيتجهء ناخوشايندي را به بار آورده است. اين موضوع كه نوشته اهانت آميزي كه آقاي كامبخش به جرم خواندن و پخش آن به اعدام محكوم شده است در وزارت اطلاعات و فرهنگ و -حتّا-   سارنوالی بلخ ثابت شده است كه نامبرده نويسندهء اين مطلب نبوده و آن را از وبلاگ ايراني گرفته است كه در ارتباط به زن ستيزي از سوي اسلام نگاشته شده است.

بدون خواند مطالب اصلاً نمی توان فهمید که این یا آن مطلب با اسلام مغایرتی دارد یا خیر. بدون خواندن مطالب ضد اسلامی نمی توان به آن ها پاسخ داد.  چنانچه  مثلاً شخصیت ایرانی آقای عطاءالله مهاجراني بعد از مطالعه اثر  سلمان رشدي زیر نام آيه هاي شيطاني بود که  با نقد و بررسي اين كتاب بر آن ردیه نوشت، ولي نبايد فراموش كرد كه اين يك امر مسلم است و در فقه اسلامي نيز اين مسآله وضاحت دارد كه نقل كفر ، كفر نيست.

با توجه به مسايل متذكره ، اميدواريم دست اندركاران سارنوالی ، علماي ديني و در نهايت حکومت جلو استفاده جويي هايي را كه باعث لطمه زدن به نظام اسلامي افغانستان خواهد شد گرفته و آزادانه و منصفانه بيانديشند، تا نشود خداي ناخواسته تصوير وارونه یی از اسلام و نظام اسلامي در جهان به نمايش گذاشته شود.

والسلام