وضعيت تازه در صحنهء سياسی آلمان

گرچه نتايج انتخابات آلمان چند ساعت پس از بسته شدن حوزه های رأی دهی روشن شد و امروز نتايج رسمی هم اعلام گرديد ، ولی پرسش  در مورد اين که چی کسی در دورهء مقننهء جديد در آلمان حکومت را در دست خواهد داشت ، هنوز بدون پاسخ مانده است .

در انتخابات ، احزاب  اتحاد دموکرات مسيحی و سوسيال مسيحی  35.2 آرا و 225 کرسی ( 179 کرسی توسط اتحاد دموکرات مسيحی و 46 کرسی توسط اتحاد سوسيال مسيحی )  و حزب  سوسيال دموکرات به رهبری گرهارد شرويدر  34.3 آرا و 222 کرسی پارلمان  را از آن خود کرده اند. اين تناسب برخلاف تمام پيشبينی های قبلی است که ميزان آرای اتحاد تحت رهبری خانم مرکل را ميان چهل و چهل و پنج درصد نشان می دادند. همچنان پيشبينی ها بر اين بود که اتحاد دموکرات مسيحی و سوسيال مسيحی در اييتلاف با حزب ليبرال دموکرات تحت رهبری گيدو وسترويله اکثريت کافی پارلمانی را برای تشکيل حکومت آيندهء آلمان کسب خواهند کرد. و امّا ، با وجود کسب  9.8 درصد آرا و کسب 61 کرسی پارلمان توسط حزب دموکرات های آزاد ، اين اييتلاف اکثريت کافی را ندارند.  اييتلاف حکومتی  فعلی سوسيال دموکرات ها با حزب سبزها ( سبزها 8.1 درصد آرا و  51 کرسی درپارلمان جديد کسب کرده اند ) با داشتن جمعاً 273 کرسی در پارلمان جديد هم ديگر اکثريت لازم برای تشکيل حکومت نو را ندارد.

در اين حال هر دو رقيب عمده - آقای شرويدر و خانم مرکل - مدعی پيروزی اند و مدعی صلاحيت تشکيل حکومت . مرکل مدعی است که مردم ، اييتلاف حکومتی کنونی را رد کرده اند . مخالفين خانم مرکل مدعی اند که مردم به اييتلاف پيشنهادی خانم مرکل رأی نداده اند . و در واقع هر دو طرف  تا حدی و از سويی حق دارند . و امّا ، اگر بعد ديگر انتخابات را مورد توجه قرار دهيم ، تصوير رنگ ديگری خواهد يافت . فهرست مشترک انتخاباتی حزب سوسياليزم دموکراتيک و گروه طرفداران اوسکار لافانتين رهبری اسبق حزب سوسيال دموکرات که در اعتراض به سياست ريفرم های گرهارد شرويدر،  حزب سوسيال دموکرات را ترک گفته اند ، 8.7 درصد آرا و 54 کرسی پارلمان آلمان را به دست آورده و به حيث پنجمين فراکسيون با وزنهء 54 کرسی وارد بوندستاگ شده است . اين نيروی سياسی ، حزب سوسيال دموکرات را متهم می کند که با مجموعهء ريفرم های معروف به اجندای 2010  از خط سوسيال دموکراسی - به ويژه در زمينهء عدالت اجتماعی و  دفاع از حقوق کارگران  و اقشار کم درآمد-  انحراف نموده و با اين  ريفرم ها به  صاحبان سرمايه امتياز غيرعادلانه داده است .

گرهارد شرويدر مدعی است که با انجام ريفرم هايی که به علت جهانی شدن اقتصاد از يک سو و افزايش شمار متقاعدين-  به علت افزايش طول عمر شهروندان آلمان و کاهش ميزان نوزادان - ضروری بوده است ، می کوشد تا سيستم تأمينات اجتماعی را از قابليت بقا در شرايط جديد برخوردار بسازد . وی مدعی است که خانم مرکل با برنامه يي که ارايه کرده است ريفرم ها را در سمت منافع  کارفرمايان بزرگ و شرکت های بزرگ  و در يک کلام در سمت منافع صاحبان سرمايه  رهمنونی خواهد کرد . اين ادعا همچنان در مورد حزب دموکرات آزاد نيز مطرح می گردد .

بسياری از تحليل گران بر اين باور اند که شکست غير مترقبهء اتحاد دموکرات مسيحی و سوسيال مسيحی  به ورود پروفيسور کيرشوف و برنامهء او در مورد تغيير نظام مالياتی و همچنان طرح افزايش دو درصد بر ماليات بر اموال مصرفی ارتباط دارد .

نياز به ريفرم در نظام مالياتی پيچيدهء کنونی  را  بسياری از آلمان ها رد نمی کنند . و امّا ، اکثريت بزرگی از آلمان همزمان خواستار اند تا رعايت اصل عدالت اجتماعی نيز در نظام مالياتی نو و ساده تر، رعايت شود .

با توجه به تناسب آرأ در انتخابات می توان گفت که در واقع اکثريت آلمان ها به نفع حفظ  مدل موجود سوسيال دموکراسی  رأی داده اند . و اما مشکل در اين است که حزب  چپ نو  خواهان تعديلاتی در برنامهء اصلاحات معروف به اجندای 2010 ارايه شده توسط حزب سوسيال دمکرات است .امّا ،  حزب سوسيال دموکرات چنين تعديلاتی را به دليل نياز برای ايجاد تحرک اقتصادی و هم گام شدن با نيازها و شرايط نو اقتصاد جهانی و وجود عدم توازن در ميزان درآمدهای مالياتی و مصارف دولتی که منجر به افزايش روزافزون قروض دولتی می گردد ، غير ممکن و غير عملی می داند . همچنان حزب سوسيال دموکرات چهره های چون گريگور گيزی و اوسکار لافانتين را طرف غير قابل پذيرش می شمارد . بن بست چپ در همين نکته نهفته است که حزب سوسيال دموکرات و سبزها هر دو بيخی روشن و قاطع اعلام کرده اند که با حزب چپ - پی دی اس ، هم به علت سابقهء رهبران اين حزب و هم به دليل طرح های ارايه شده توسط آن ،  حاضر به هيچ گونه همکاری در سطح ملی نيستند .

نکتهء تازهء ديگر در نتيجهء  انتخابات اين  است که مجموع آرأی دو حزب عمده  نسبت به هر زمانی در گذشته پايين آمده است و ميزان مجموعی آرأی احزاب کوچک افزايش يافته است . به علت تقسيم آرأ در طيف وسيعتر ،  اکنون از لحاظ نظری دو امکان موجود است :

1- اييتلاف بزرگ متشکل از دو حزب عمده و دو رقيب عمدهء انتخاباتی که گرچه در تاريخ معاصر آلمان بی سابقه نيست ، ولی هيچ يک از دو طرف آن را  نه  کاملاً رد می کنند و نه هم آن  راه حل مطلوب  می دانند

2- اييتلاف يک حزب عمده با دو حزب کوچکتر دموکرات آزاد و حزب سبزها که سابقه ندارد و به علت نتايج غير مترقبه انتخابات سياستمداران آلمان در مورد آن قبلاً فکر نکرده بودند 

3- اييتلاف با حزب چپ- پی دی اس

مشکل راه اول در اين است که هم صدراعظم شرويدر و هم خانم مرکل مدعی اند که بايد در رأس اين حکومت اييتلافی قرار بگيرند . طرفداران  صدراعظم شرويدر مدعی اند که او از ميزان محبوبيت بيشتری برخوردار است و  اکثريت آلمان ها شرويدر را برای مقام رهبر حکومت شايسته تر از خانم مرکل می دانند . خانم مرکل و طرفداران وی مدعی اند که خانم مرکل کانديد بزرگترين فراکسيون پارلمانی است و به همين دليل هم او بايد در رأس حکومت قرار بگيرد . و امّا ، طرفداران شرويدر می گويند که اتحاد دموکرات مسيحی با داشتن 179 کرسی قوی ترين حزب نيست ، بل حزب سوسيال دموکرات با داشتن 222 کرسی بزرگترين حزب موجود در پارلمان است . سوسيال دموکرات ها می گويند که در همهء موارد اتحاد دموکرات مسيحی و اتحاد سوسيال مسيحی خود را دو حزب می دانند ، پس در اين مورد هم بايد  به حيث دو حزب جداگانه مدنظر گرفته شوند .

 مشکل راه دوم اين است که هم خانم مرکل  و هم شرويدر برای اين که صدراعظم شوند بايد  با شرکای  اييتلافی شان در  بوندستاگ  اکثريت داشته باشند . برای اين کار  يکی از آنان بايد بتواند دو حزب دموکرات آزاد و سبزها را برای شمول در يک حکومت اييتلافی قناعت دهند . حزب دموکرات آزاد منحيث اصول پيش از انتخابات به صورت قطعی اعلام داشت که تنها حاضر است با احزاب دموکرات مسيحی و سوسيال مسيحی وارد اييتلاف شود . پس از آشکار شدن نتايج انتخابات هم رهبر اين حزب به صورت قطعی و روشن اعلام داشت که در جايگاه اپوزسيون قرار خواهد گرفت و حاضر نيست تا در حکومتی که حزب سبزها هم در آن شامل باشد اشتراک ورزد .

مشکل راه حل سوم اين است که همهء احزاب  پيش از انتخابات و هم بعد از روشن شدن نتايج هر گونه همکاری درسطح ملی با حزب چپ- پی دی اس را به صورت روشن و قاطع رد کرده و آن را منتفی دانسته اند

با توجه به آن چی که آمد ، از  لحاظ نظری برای حل بنبست موجود چند امکان موجود است :

- کنار رفتن آقای شرويدر  و آماده گی حزب سوسيال دموکرات برای اشتراک در يک اييتلاف با دموکرات های مسيحی که در آن خانم مرکل رهبری حکومت را داشته باشد 

- آماده گی دموکرات های مسيحی برای اييتلاف با حزب سوسيال دموکرات در حکومتی به رهبری آقای شرويدر

- تعويض مقام صدارت طی مدت دو سال ميان احزاب عمده ،  طوری که در دو سال اول يک حزب و در دوسال بعدی حزب عمدهء ديگر اين مقام را داشته باشند

- کنار رفتن آقای شرويدر و خانم مرکل و باز کردن راه برای شخصيت های ديگر از رهبری دو حزب عمده برای کنار آمدن با هم و توافق روی تشکيل حکومت اييتلافی

- تغيير در موضع حزب دموکرات آزاد و ابراز آماده گی آن برای اشتراک در يک حکومت اييتلافيی که حزب سبزها هم در آن حضور داشته باشد

- تشکيل حکومت اقليت

گزارش های منتشره در رسانه های جمعی آلمان حاکی از آن است که رهبری حزب دموکرات آزاد از سوی برخی جناح های اين حزب تحت فشار است تا روی موضعگيری خودش تجديد نظر کند .

برخی تحليل گران بر اين باور اند که در صورت عدم  تشکيل اييتلاف سه حزبی  و يا اييتلاف دو حزب بزرگ ، در نهايت آقای شرويدر اين چانس را دارد تا در اييتلاف با حزب سبزها ، اکثريت آرأی لازم را در بوندستاگ کسب کند ؛ زيرا رأی دهی در بوندستاگ برای حکومت به صورت سری صورت می پذيرد و در اين رأی دهی شماری از اعضای فراکسيون چپ - پی دی اس ، هم به او رأی خواهند داد . به اين  ترتيب کسی نخواهد توانست آقای شرويدر را متهم کند که قول و قرار قبلی خودش را شکسته است و با حزبی که قبلاً گفته بود همکاری نخواهد کرد ، وارد معامله شده است . در اين صورت حکومت در هر مورد مشخص بايد بکوشد تا توافق اين يا آن فراکسيون خارج از حکومت را برای پشتيبانی از برنامه های حکومت جلب کند . و امّا ، چنين حکومتی به دلايل متعدد توانايی کافی برای حل معضلات پيچيده و عاجلی را که آلمان با آن مواجه است نخواهد داشت .

گرچه  اتحاد تحت رهبری خانم مرکل ظاهراً  بزرگترين فراکسيون در بوندستاگ را خواهد داشت ؛ ولی اين يکی از کم ترين ميزان آرأيی است که اين اتحاد تا کنون به دست آورده است . به همين علت موقعيت خانم مرکل در درون حزبش هم متزلزل شده است و بعيد از احتمال نيست که او در آيندهء نه چندان دور  کرسی رهبری حزب را از دست بدهد - به خصوص اگر او نتواند در کرسی رهبری حکومت آلمان قرار بگيرد ، در آن صورت کرير سياسی او به زودی پايان خواهد يافت . آقای شرويدر هم با همه توانايی هايی که از خودش نشان داده است و با همه محبوبيتی که در ذهنيت عامهء آلمان دارد ، در صورتی که نتواند در رأس حکومت جديد قرار بگيرد ، ناگزير بايد به تقاعد سياسی برود . در اين صورت حزب سوسيال دموکرات بايد برای خودش رهبری جديدی جستجو کند ؛ زيرا فرانتس مونتفيرينگ رهبر کنونی حزب نخواهد توانست خلای ناشی از نبود شرويدر را جبران کند.

در صورتی که هيچ يک از کوشش ها برای تشکيل حکومت به نتيجه نرسد ، در آن صورت انتخابات تازه بايد انجام يابد و برای اين کار امکان قانونی موجود است .

به هر رو ، صحنهء سياسی آلمان آرايشی يافته که سابقه ندارد . برخی تحليل گران سياسی خوشبين تر بر اين باور اند که فرهنگ سياسی به زودی خودش را با اين واقعيت تازه عيار خواهد ساخت و احزاب سياسی به خود اجازه نخواهند داد تا ابهام ديری دوام يابد و سبب کاهش اعتبار آلمان نزد جامعهء بين المللی و موجب بی اعتبار شدن خود اين احزاب نزد مردم آلمان گردد .

19.09.2005  -  آلمان 

صفحات مرتبط :طوفان خشم گرهارد شرویدر نخست وزیرآلمان در برابر مطبوعات آلمان