رسیدن به آسمایی: 25.10.2010 ؛ نشر در آسمایی: 29.10.2010

ارسالی پروین پژواک

 

متن بیانیهء داکتر نعمت الله پژواک به مناسبت انتخابات  اکادمی علوم افغانستان

١٣ نوامبر ١٩٩٠/٢٣ عقرب ١٣٦٩/کابل

 

 

محترم محتاط معاون رئیس جمهور، مهمانان گرانقدر و دانشمندان محترم اکادمی علوم جمهوری افغانستان،

واقعا در طی این هفته  قدمی بسیار بزرگ و ارزشمند در اکادمی علوم جمهوری افغانستان گرفته شد که آن برگزاری انتخابات آزاد، مستقیم و سری در رهبری مقامات سطح دیپارتمنت ها، انستیوت ها و مراکز علمی این اکادمی بوده است.

امروز همه ما و شما شاهد جریان انتخابات مقام ریاست و معاونیت های اکادمی علوم بوده ایم که در فضای کاملا آرام، آزاد و پر از تفاهم اجرا شد.   بدین مناسبت من وظیفه خود می دانم که به حیث رئیس کمیسون عالی، صمیمانه ترین مراتب خوشی و تبریکات خود را به تمام دانشمندانی که در اثر کسب رای زیاد به این مقامات منسوب شدند تقدیم کنم، مخصوصا به رئیس منتخب کاندید اکادمیسن عبدالکبیر رنجبر و معاونین محترم اکادمی داکتر میوندی و داکتر لودین.

من امیدوار هستم این ترکیب جدید رهبری اکادمی علوم ثابت بسازد در کشور ما مخصوصا در حلقات علمی طرق انتخابی انتصاب مفیدتر و جامع تر و ثمر بخش است و من امیدوار هستم که با وحدت فکر و عمل تمام دانشمندان با هم همکاری کنند.   من به رهبری اکادمی علوم ج. ا اطمینان می دهم که هر آنچه در امکان و توان حکومت باشد از موفقیت اکادمی و دانشمندان آن دریغ نخواهد شد.

این نکته را باید توضیح کنم که اکادمی علوم بخشی از چوکات حکومت است و تمام اجرات و صلاحیت های آن تابع قوانین و مقررات نافذه است و بودجه آن هم فقط در حدود امکانات مالی حکومت تنظیم خواهد شد.   البته دولت  آزادی های اکادمیک را دایم تشویق کرده و احترام خواهد کرد.

افواهاتی شنیده می شد که برگزاری انتخابات در اکادمی علوم بدون شور و شر و جنجال ها امکان پذیر نخواهد بود، لیکن شما عملا ثابت ساختید که نی، تمام این افواهات بی مورد بود.   از این لحاظ تشکرات و خوشی من به همه شما چه کاندید و چه رای دهنده تعلق می گیرد.

آنچه که بیشتر مایه خشنودی و امیدواری من شد فضای پر از تفاهم، دوستی و آزادی بود که در این سه روز انتخابات مسلط بود و من باور کامل دارم که اگر چنین فرصت های آزاد و مساعد به مردم شریف افغانستان داده شود، قسمی که در طول تاریخ این ها مواقع حساس را احساس کرده و سرنوشت مملکت را تعیین کرده اند، این بار نیز خواهند توانست از روی مصالحه، مذاکره و جرگه سرنوشت خویش را تعیین کرده و به این جنگ خانمانسوز برادرکشی خاتمه بخشند.

امروز تقاضا و تمنای مردم افغانستان از رهبران احزاب افغانی در داخل و خارج از مملکت این است که آن ها باید منافع علیای مملکت را بیشتر مدنظر بگیرند، موقف های خود را بهم نزدیک بسازند، این خونریزی را پایان بدهند و دنبال منافع محدود حزبی، فرقوی، گروپی و فرکسونی خود نگردند.

من فکر می کنم مردم افغانستان بعد از این توان و تحمل خونریزی بیشتر را ندارند که برای مفاد و منافع یک طبقه خاص، جان خود و اولاد خود را در خطر بیندازند.

این رهبران باید نبض زمان و مردم را درک کنند و قسمی که قطعنامهء اخیر ملل متحد توضیح کرده از تمام رهبران احزاب درگیر در معضلهء افغانستان (دعوت به عمل آمده) که با هم بالای میز مذاکره بنشینند و معضلهء افغانستان را از طریق صلح آمیز حل بسازند.   اصرار بر دوام جنگ دشمنی با افغان و افغانستان است و هر کس که این (اصرار) را می کند، دانشمندان باید مخالف او بیاستند.

بعد از این گمان نکنم که مردم افغانستان تحت شعارهای ملفوف و کپسول مانند "دفاع از وطن"، "دفاع از اسلام" به روی همدیگر برخیزند و همدیگر را بکشند.   اگر رهبران سیاسی با هم یکجا شوند، موقف های خود را نزدیک سازند، گذشت به همدیگر کنند، وطن مصئون است.  (از سویی) مردم افغانستان مسلمان بوده، هست و خواهد بود.   به این خاطر دفاع از دین اسلام هیچ به پیش من معنی ندارد و حالا کلمهء شهادت را بالای مردم مسلمان افغانستان دوباره تکرار کردن به خیال من که ظلم و ناروا است.

حضار محترم، دانشمندان در طول تاریخ بشریت چشم و چراغ و رهنمای جوامع بشری بوده اند.   از سقراط گرفته تا بودا، از آنشتاین گرفته تا اندری سخاروف همه و همه زندگی خود را وقف پیشرفت علوم و خیر و رفاه انسان ساخته اند.    افغانستان عزیز این کشور باستانی ما هم مهد و گهوارهء تربیت اشخاص نامدار بوده است.   بوعلی سینای بلخی، حکیم سنایی، خواجه عبدالله انصاری، میر علی شیر نوایی، خوشحال خان خټک، سید جمال الدین افغانی، محمود طرزی، فیض محمد کاتب هزاره، احمد علی کهزاد، استاد خلیل الله خلیلی، گل پاچا الفت و مولانا قربت از جمله دانشمندان نامی همین کشور ما هستند و افتخاراتی برای خود و مملکت کمایی کرده اند.

اینکه تنها اسمای دانشمندان متوفی را که روح شان شاد باشد، گرفتم دلیل این نیست که ما حالا فاقد چنین دانشمندان، علما، روحانیون و هنرمندان هستیم.  نخیر خداوند (ج) را شکرگذاریم که به ده ها و صدها دانشمند امروز در داخل و خارج از مملکت افتخاراتی را برای خود و مردم کمایی کرده اند.   این دسته دانشمندان در بین شما، در این کانون علمی اکادمی علوم وجود دارد و در سایر کانون های علمی و فرهنگی ما و در جامعه ما زندگی می کند.

من فکر می کنم رسالت امروزی دانشمندان باید این باشد که در وطن صلح و آشتی بیاید و وحدت ملی افغانستان که سخت متضرر شده، تحکیم بیابد.  تا صلح نباشد هیچ چیز صورت گرفته نمی تواند، به شمول تحقیق و ریسرچ در ساحات مورد علاقهء شما.

دانشمندان باید جرئت و شهامت داشته باشند که عقیده خود را اظهار کنند ولو آنها را کسی به شهر گورکی* تبعید کند.   شما گل سر سبد جامعه هستید.   شاید یکتعداد شما تعجب کنید که ما را به صلح چه!   آیا این را فکر کرده می توانید که اگر از دانشمند این سوال نشود و این توقع نرود، آیا شده می تواند از کسی غیر از دانشمند این را ما توقع کنیم تا این معضله را حل کند، نظر بدهد، فداکاری کند، جرئت نشان بدهد.  نخیر، شما هستید!

خوشحال خان خټک می گوید:  

د دستار سړى هزار دي

چی دستار تړي په شمار دي*

تاسو "دستار" یا "پگړی" تړونکي یاستي او ستاسونه باید توقع وشي.

 

خواهران و برادران هموطن!

افغانستان واقعا یک مملکت کثیرالملیت است.  مردم آن زبان ها، مذاهب و نژادهای مختلف دارند.   اما شما بیایید حساب کنیم و نظری بیندازیم به دنیا، از همسایه ها شروع کنیم:   پاکستان، ایران، شوروی، چین.   به اروپا، افریقا و امریکا سفر کنیم.   کدام مملکت است که از نژاد و زبان و دین و مذهب واحد تشکل یافته باشد؟    اضلاع متحده امریکا خو اصلا سرزمین مهاجرین تمام دنیا است.   پس (بنیادی که) این ممالک را بهم اینطور متحد ساخته، چیست؟

این افتخارات تاریخی آنها و منافع مشترک آنها برای حال، گذشته و آینده شان است.   ما افغان ها هم خوشبختانه از خود افتخاراتی داریم، از خود منافعی مشترک داریم که باید زیادتر آن را اهمیت بدهیم و (آنها را) زنده نگهداریم.   متاسفانه و متاسفانه باید بگویم که در جریان چند سال اخیر قصدا کدورت ها و نفاق در بین قبایل و اقوام و ملیت های با هم برادر و برابر انداخته شده و این بهره برداری را بیشتر کسانی می کنند که موقف خود را در حزب لرزان می بینند!

هموطنان محترم این وقت آن نیست، که ما بالای زخم مردم افغانستان نمک پاشی کنیم.   ما باید التیام کنیم.   این کدورت ها و نفاق مثل آمدن عسکر شوروی نیست که به افغانستان آمد و برآمد!   این کدورت ها وقتی که در دل و دماغ جای گرفت، در عروق و شرایین می دود.   این در نسل های آینده ما و شما انتشار می یابد و ما برای صد  سال دیگر امکان دارد این خونریزی را پایان داده نتوانیم.

برای ما و شما تحکیم وحدت ملی بسیار اهمیت دارد.

تا جدا هستیم انگشتان افگاریم ما

مشت اگر گردیم از آن دندان ها خواهد شکست!*

 

درنو خویندو او وروڼو!

په پښتو کی یوه وینه ده چی وایی:

که زه ووایم چه زه یم            او ته ووایی چه زه یم            نه به ته یی، نه به زه یم

او که زه ووایم چه ته یی        او ته ووایی چه ته یی            هم به ته یی، هم به زه یم*

 

زه بخښنه غواړم چی ستاسو وخت می ونیوو، یو څه وسیع خبری می وکړلی، مگر راځی چی د سولې او د ملی وحدت په لاره که هڅه او هاند وکړو او د افغانستان د ملی وحدت د دښمنانو د کودگر‌ۍ او دسیسۍ شڼد‌ۍ کړو.

یوځل بیا دا مقامونه منتخب رئیس او معاونوته یی د زړه له کومۍ تبریک وایم او ستاسو نه مننه کوم.

 

·        اندری سخاروف یکی از دانشمندان ذره وی و از فعالین شناخته شده حقوق بشر در شوروی می باشد که به امر لیوند برژنف به شهر کوچک گورکی تبعید و تحت نظر قرار گرفت.

·        خوشخال خان خټک شاعر نامدار زبان پښتو می گوید:

شمار کسانی که دستار یا عمامه به سر می بندند، به هزاران می رسد

اما آنانی که لیاقت به سر بستن آن را دارند، خیلی محدود اند.

·        بیت شعری از استاد عبدالرحمن پژواک

·        گفتاری پر مغز از ادبیات پشتو که می گوید:

اگر تو بگویی که من هستم         و من بگویم که من هستم      نه تو هستی، نه من هستم

و اگر تو بگویی که تو هستی      و من بگویم که تو هستی      هم تو هستی، هم من هستم.