هشتم عقرب سال 1388 مطابق به 30 اکتبر سال 2009


چند نکته از سوانح دکتور نعمت الله پژواک

تاریخ تولد :  21 اسد 1307 هجری شمسی مصادف به 12 اگست 1928 عیسوی

محل تولد: شهر کابل

 تحصیل :  بکلوریا : لیسه حبیبیه ؛ لیسانس: پوهنحی ادبیات پوهنتون کابل؛ ماستری: در رشته تعلیم و تربیه از یونیورستی کولمبیا ؛ دکتورا: یونیورستی کولمبیا

وظایف عمده: رییس تدریسات ثانوی وزارت معارف؛ ریس کلتوری و مستشار فرهنگی سفارت کبرای افغانی مقیم مسکو؛ رییس تالیف و ترجمه وزارت معارف؛ والی بامیان؛ والی کابل ؛  وزیر داخله؛  وزیر معارف؛  وزیر مشاور، معاون صدراعظم

تاریخ و محل  وفات : هشتم عقرب سال 1388 مطابق به 30 اکتبر سال 2009- شهر فایرفکس ایالات متحده امریکا


 

سوانح دکتور نعمت الله پژواک


دکتور نعمت الله پژواک ولد مرحوم قاضی حفیظ الله به تاریخ 21 اسد 1307 هجری شمسی مصادف به 12 اگست 1928 عیسوی در شهر کابل تولد گردیده و دورهء تحصیلات ابتدایی و ثانوی را در لیسهء حبیبه به پایان رسانیده و در قوس 1328 از صنف دوازدهم آن لیسه فارغ و درماه حمل 1329 (مارچ 1951) به صنف اول پوهنحی ادبیات پوهنتون کابل شامل گردیده و بعد از چهار سال به درجه اول فارغ التحصیل گردید.
وی در سال 1955 به حیث عضو ریاست تدریسات ابتدایی وزارت معارف مقرر شده و در همین دوران به حیث عضو هیت افغانی در کنفرانس های منطقوی یونسکو در کراچی و بعدا بنکاک اشتراک ورزید.
دکتور پژواک از جون 1955 تا می 1956 برای مدت یکسال جهت مطالعه سیستم تعلیم و تربیه هند با استفاده از یک بورس آن کشور به دهلی رفت. وی در کشور هند از برخی از شهرهای دیگر به شمول کشمیر دیدن کرده و باری با سایر اشتراک کننده گان از کشورهای آسیایی و افریقایی با جواهر لعل نهرو صدراعظم هند نیز دیدن کرد.
وی در برگشت از سفر هند درماه ثور 1335 (می 1956) به حیث مدیر عمومی دارالمعلمین ها مقرر گردید و با اشغال این وظیفه با تیم پروفیسوران یونیورستی کولمبیای امریکا که از طریق کمک اداره انکشافی امریکا AID جهت بهبود و انکشاف سیستم تعلیم و تربیه و کتب درسی مکاتب به افغانستان دعوت شده بودند نیز وظیفتا همکاری داشت. در اثر این همکاری تیم کولمبیا به دکتور پژواک بورس تحصیلی را اعطا نمود که در نتیجه دکتور پژواک جهت اخذ تحصیلات دوره ماستری در ماه دلو 1336 (جنوری 1958) عازم شهر نیویارک، امریکا گردیده و در ظرف شانزده ماه شهادتنامهء ماستری را در رشته تعلیم و تربیه از یونیورستی کولمبیا به دست آورده و به کابل برگشت. متصل به آن در حمل 1338 (اپریل 1959) به حیث مدیر لیسه حبیبه مقرر گردید. وی بعد از سه سال خدمت در لیسه حبیبه به حیث عضو موسسهء تعلیم و تربیه و "کونتر پارتی" با تیم کولمبیا موظف شد تا برای اخذ درجه دکتورا نظرا و عملا آماده گردد. دکتور پژواک در اگست 1962 برای مدت سه سال عازم امریکا شد و طی این سفر و مدت خانم خود میرمن عفیفه پژواک را نیز به مصرف شخصی به امریکا برد.
دکتور پژواک در بازگشت به وطن در سنبله 1344 (سپتمبر 1965) به حیث ریس تدریسات ثانوی وزارت معارف مقرر و در جریان این وظیفه بنا به دعوت "برتش کونسل" به انگلستان سفر نموده از تعدادی از مکاتب ثانوی آنجا دیدن کرد. همچنان وی به حیث نمایندهء افغانستان جهت اشتراک در کنفرانس منطقوی یونسکو برای یک هفته به بنکاک پایتخت تایلند سفر نمود.

در اواسط دهه شصت  پوهاند فضل ربی فرید سابق رییس پوهنتون کابل، استاد عتیق الله معروف سابق ریس مطبعهء معارف و موسسهء "انتشارات فرانکلن" و  دکتور نعمت الله معروف  در مشورت با  استاد عبدالرحمان پژواک تصمیم گرفتند تا همه اعضای خانواده  از تخلص پژواک ، استفاده کنند.
دکتور پژواک از میزان 1347 (سپتمبر 1968) به حیث ریس کلتوری و مستشار فرهنگی سفارت کبرای افغانی مقیم مسکو مقرر شده و با خانوادهء خود عازم آن دیار گردید. ریاست کلتوری افغانستان در ماسکو مسوول نظارت، بررسی و حل مشکلات صدها نفر محصلین ملکی افغان در جمهوریت های اتحاد شوروی سابق و سایر کشورهای سوسیالیستی آن وقت اروپای شرقی بود که در رشته های مختلف از طرف حکومت افغانستان انتخاب و اعزام شده بودند. بنا لازم می افتاد که دکتور پژواک سالی یکی دو بار به آن جمهوریت ها سفر نموده و با مقامات مربوطه و پوهنتون ها ملاقات و در حل و فصل بعضی مشکلات محصلین افغان تبادل نظر کند. مدت این ماموریت وی در ماه ثور 1349 (می 1970) به پایان رسید و وی با خانواده خویش به کابل برگشت.
دکتور نعمت الله پژواک به مدت های کوتاه به این وظایف رسما مقرر گردید:
- ریس تالیف و ترجمه وزارت معارف، جوزا 1349 (جون 1970)
- والی ولایت بامیان، حمل 1350 (اپریل 1971)
- والی ولایت کابل، میزان 1350 (سپتمبر 1971)
دکتور پژواک در آخرین حکومت دوره شاهی به حیث وزیر داخله مقرر و اشغال وظیفه کرد. قوس 1351 (دسمبر 1972). وی با داشتن این عهده از طرف "دیتریش گنشر" وزیر داخله حکومت فدرال آلمان دعوت شد تا به آلمان سفر نموده و از برخی موسسات عالی پولیس که در آن تعدادی از افسران پولیس افغان تربیه می شدند، دیدن کند. در پایان این سفر دو هفته یی مدال عالی دوستی از طرف صدراعظم آلمان به دکتور پژواک اعطا گردید.

در نیمه دوم ماه جولای 1973 مصادف به 26 سرطان 1352 نظام شاهی در اثر کودتای سردار محمد داوود سقوط کرد و نظام جمهوری با ایراد بیانیهء مفصل از طرف سردار محمد داوود اعلام گردید. دکتور نعمت الله پژواک در حکومتی که از طرف سردار محمد داوود یک هفته بعد از اعلام کودتا به نشر رسید، به حیث وزیر معارف انتخاب و مقرر شد. 11 اسد 1352 (2 اگست 1973).
آقای Dilip Mukerjeeمقاله ی مفصل تحت عنوان (روابط افغانستان با کشورهای همسایه در دوران حکومت داوود) نوشته و آن را در نشریهء Asian Survey در ماه اپریل 1975 به چاپ رسانیده است. این مقاله در وب سایت گوگل خیبر نیز درج و ثبت است. آقای "دلپ موکرجی" ضمن بحث مفصل در مورد سوابق کار و شخصیت محمد داوود و ترکیب اعضای اولین کابینهء حکومت دورهء جمهوری او می نویسد: " در دسته اول اعضای کابینه حکومت اشخاصی شامل می باشند مثل دکتور محمد حسن شرق معاون صدراعظم، سید عبدالله وزیر مالیه، فیض محمد وزیر داخله، پاچاگل وزیر سرحدات، عبدالحمید محتاط وزیر مخابرات...
اشخاص فوق الذکر از دیر زمانی روابط همه جانبه و رفت و آمدهای خصوصی با محمد داوود داشتند و در پلان و موفقیت کودتای 26 سرطان 1352 با او همکاری کردند.
دستهء دوم اعضای کابینه داوود شامل شخصیت های مثل دکتور نعمت الله پژواک وزیر معارف که چهره شناخته شده با سوابق درخشان کاری است، می باشد.
دستهء سوم اعضای کابینه او عبارتند از تکنوکرات ها مانند محمد خان جلالر وزیر تجارت و و علی احمد خرم وزیر پلان."
در دوران خدمت دکتور پژواک به حیث وزیر معارف، سردار محمد داوود ریس جمهور افغانستان وی را به حیث نماینده دولت و ریس هییت افغانی تعیین کردند تا در پنجاهمین سالگرد جمهوریت ترکیه اشتراک کرده و پیام خاص شان را به جلالتماب "کوروترک" ریس جمهور ترکیه تقدیم کند. دکتور پژواک در راس یک هییت در عقرب 1352 (اکتوبر 1973) وارد انقره گردید. در این جشن نماینده گان بیش از پنجاه کشور جهان اشتراک کرده بودند که از جمله بلندترین شخصیت های دولت خود محسوب می گشتند. حکومت ترکیه نظر به روابط نیک تاریخی که از زمان مصطفی کمال اتاترک با افغانستان و زمامدارش امیر امان الله خان محصل استقلال افغانستان داشت، به دکتور پژواک این افتخار را بخشیدند تا اکلیل گل را به نماینده گی از همه هییت های جهان بالای مقبرهء اتاترک گذاشته و چند سطر به نماینده گی از همه در کتاب خاص درج کند. همچنان یک مدال افتخار نیز از سوی ریس جمهور ترکیه به وی اهدا گردید.
قبل از برگشت از سفر ترکیه به وطن، دکتور پژواک در اثر دعوت دکتور "جواری" وزیر معارف عراق به بغداد رفت و در ضمن پیام خاص سردار محمد داوود را به "احمد حسن البکر" ریس جمهور عراق تقدیم داشت و با مقامات عالی علمی و معارف آن کشور تبادل نظر نمود. در جریان همه این ملاقات ها استاد خلیل الله خلیلی سفیر افغانستان مقیم بغداد با دکتور پژواک همراهی می کرد و در فرصت های فارغ از صحبت های دلچسپ استاد خلیلی که قبلا نیز با هم می شناختند، حظ می برد.
دکتور پژواک در میزان 1353 (سپتمبر 1974) از "رونی ابی" وزیر معارف فرانسه دعوت کرد تا در راس یک هییت به کابل آمده و تعمیر جدید لیسه استقلال را که به پول دولت فرانسه و به صورت خیلی عصری ساخته شده بود، افتتاح نماید که با این دعوت او به کابل آمد و در پایان سفر شان نشان اعلی معارف از طرف محمد داوود ریس جمهور افغانستان به او تفویض شد.
وزیر معارف فرانسه در پایان سفر خود از دکتور پژواک متقابلتا دعوت کرد تا با خانم خود محترمه عفیفه پژواک از فرانسه دیدار به عمل بیاورند. چنانچه ایشان به تاریخ 19 میزان 1353 (اا اکتوبر 1974) عازم پاریس شدند و در میدان هوایی آنجا از طرف وزیر معارف فرانسه، خانم ایشان و تعدادی دیگر از مقامات حکومت فرانسه و سفارت افغانستان استقبال گردیدند. در پایان این سفر رسمی نشان اعلی اکادمیک از طرف صدراعظم فرانسه به دکتور پژواک اعظا شد.
دکتور پژواک قبل از برگشت به وطن به حیث ریس هییت افغانستان در هژدمین کنفرانس سالانه مجمع عمومی یونسکو در پاریس اشتراک کرد.
قبلا در جلسه وزرا یکی دو بار تذکراتی راجع به تغییر کلی سیستم مکاتب  و ریفورم معارف از طرف ریس جمهور داوود خان که در عین زمان به حیث صدراعظم حکومت کار می کردند به وزیر معارف دکتور پژواک گوشزد شده بود و ایشان خواهش کردند که مدتی برایش فرصت داده شود تا با همکاران بالا رتبه خود در وزارت معارف و سایر دانشمندان موضوع را زیر غور و بحث قرار بدهند. اما سردار محمد نعیم خان برادر داوود خان که شاهد ابراز مخالفت دکتور پزواک د رمورد موافقت با چوکات عمده یونیفورم معارف افغانستان به ریس جمهور داوود خان بود، در دوران مسافرت دکتور پژواک به اروپا در عقب پرده محمد کبیر خان را در راس هییت روسای تدریسات و معین تدریسی وزارت معارف موظف ساخت تا مسوده یونیفورم معارف را زودتر ترتیب کرده و به مجلس وزرا جهت مطالعه و تصویب تقدیم دارد. بنا بر اصرار او کمیته  یی موظف ساخته شد تا به صورت عاجل سیستم تاریخی معارف افغانستان را تغییر بدهد. ایشان متاسفانه بدون تعمق همه جانبه سیستم تعلیم و تربیه مکاتب را از سه مرحلهء ابتدایی، متوسط و عالی به دو مرحلهء ابتدایی (صنف اول تا هشتم) و عالی (صنف نهم تا دوازدهم) به نام ریفورم معارف تصویب کردند.
بنا دکتور پژواک به تاریخ 9 قوس 1353 (3 نوامبر 1973) استعفا نامهء خود را به حضور ریس جمهور تقدیم کرده و دیگر بالای وظیفه نرفت. چند روز بعد خبر استعفای او از طریق رادیو و جراید اعلام شد و دلیل آن را استعفا نه بلکه مریضی دکتور پژواک خواندند.
بعد از استعفای دکتور پژواک از وزارت معارف، اعلام ریفورم معارف و کانکور صنوف هشتم مکاتب عکس العمل منفی و تظاهرات مردم را در شهر کابل و سایر شهرهای افغانستان به دنبال داشت.
دکتور پژواک عمده ترین دلیل کودتای ثور 1357 را مداخله مستقیم رهبری اتحاد جماهیر شوروی می داند. زیرا پس از آن که بریژنف حین ملاقاتش با داوودخان ریس جمهور افغانستان در طی مذاکرات رسمی شان در ماسکو از ابراز احساسات ملی و وطندوستانهء داوود خان ناراضی شد، تصمیم گرفت تا آن رهبر ملی افغان را از بین بردارد. همان بود که کودتای هفتم ثور 1357 را به کمک سازمان استخباراتی شوروی "کی جی بی" و گروه های کمونیست و چپی افغان پیاده ساخت که در اثر آن متاسفانه سردار محمد داوود با تعدادی از افراد خانواده اش به شمول اطفال و زنان به قتل رسید و رژیم پوشالی خلق و پرچم ظاهرا تحت رهبری نور محمد تره کی به میان آمد. چندی بعد حفیظ الله امین تره کی را به قتل رسانیده و رهبری دولت را به دست آورد. چون این اقدام امین خودسرانه و بدون مشوره قبلی با مقامات اتحاد شوروی صورت گرفته بود، شوروی با ارسال قوای هوایی و زمینی خود به افغانستان، حفیظ الله امین را در قصر دارالامان به قتل رسانیده و ببرک کارمل را در راس قدرت قرار داد.
ایالات متحده امریکا با این اقدام تجاوزکارانهء اتحاد شوروی تصمیم جدی گرفت تا با همکاری ممالک اسلامی مخصوصا دو همسایه جنوب شرقی و غربی آن یعنی پاکستان و ایران احزاب مجاهدین را تشکیل، تشویق و تقویه کند. چون اکثریت مردم مسلمان و آزادیخواه افغانستان بر ضد تجاوز ارتش شوروی بودند، بنا استقامت و جنگ مردم افغانستان به صورت دوامدار تلفات زیاد جانی و مالی را برای شوروی به بار آورد. چنانچه میخاییل گرباچف بعد از بدست آوردن رهبری اتحاد شوروی اظهار داشت که تجاوز به افغانستان برای شوروی تبدیل به سرطان یا زخم خونین التیام ناپذیر شده است و باید چارهء آن جستجو گردد. رهبری شوروی به حکومت کابل هدایت داد تا اشخاص غیر حزبی افغان را به همکاری دعوت کند و به آنها اجازه بدهد تا عقاید و نظریات خود را آزادانه به حکومت گوشزد کنند.
دکتور پژواک تحت همین شرایط قبول کرد که با چند نفر غیر حزبی دیگر به حیث وزیر مشاور صدارت ایفای وظیفه نماید. چنانچه سلطان علی کشتمند صدراعظم حکومت که دارندهء مقام بالای حزبی بود سال ها بعد در کتاب خاطرات خود تحت عنوان "یاداشت های سیاسی و رویدادهای تاریخی" که در زمان پناهنده گی در لندن نوشته و انتشار داده است، در صحفات 750 و 751 جلد سوم کتاب چنین می نویسد:
"قبلا گفته شد که وزرای مشاور در سیستم کار شورای وزیران در عرصه های معین همکاری می کردند. چند تن از وزرای مشاور که در فاصله های معین زمانی با مقام صدارت همکاری داشتند حزبی بودند چون: فقیر محمد یعقوبی، تواب بارک و دکتور شاه ولی و چند تن دیگر غیرحزبی بودند چون: میر محمد صدیق فرهنگ، نعمت الله پژواک، دکتور عبدالواحد سرابی، عبدالصمد سلیم، حمید الله طرزی و سرجنگ جاجی.
دکتور نعمت الله پژواک که در حکومت های گذشته به حیث وزیر معارف و وزیر امور داخله کار نموده بود، از تجارب قابل ملاحضهء کاری بخصوص در عرصه تعلیم و تربیه برخوردار بود. وی مدت های زیادی در دوران کار من به حیث وزیر مشاور همکاری نمود و سپس برای مدتی معاون صدراعظم بود. او نظریات خویش را با صراحت لهجه که خصوصیت وی بود اظهار می داشت که غالبا در نظر گرفته می شد و بعضا محترمانه رد می گردید."

در جریان این سال ها دکتور پژواک سفرهای رسمی ذیل را داشته است:
- سفر به سویدن منحیث ریس انجمن دوستی افغان سویدن 1985
- سفر به اتحاد جماهیر شوروی، چکوسلواکیا و ایالات متحده امریکا. اسد 1366 (اگست 1987).
- اشتراک در سی و یکمین اجلاس جهانی انجمن های ملل متحد WFUUNA به حیث ریس انجمن افغانستان در راس یک هییت به کانادا (1987).
- اشتراک در کنفرانس صلح ولادیوستوگ به دعوت میخاییل گرباچف. (سپتمبر 1988).
- اشتراک در کنفرانس سه جانبه افغانستان، شوروی و امریکا در کابل (اپریل 1988).
- سفر به نیویارک جهت اشتراک در مجمع عمومی سازمان ملل متحد منحیث عضو هییت افغانی (سپتمبر 1988).
زمانی که دکتور نجیب الله در جدی 1365 مصادف با جنوری 1987 ریس جمهور افغانستان تعیین شد، جلسه ی عمومی را به نام "لویه جرگه آشتی و مصالحه ملی" در تالار وزارت خارجه دایر کرد ونماینده های زیاد و اقوام مختلف ولایات کشور را جهت اشتراک به کابل دعوت نمود و تعدادی زیاد از اشخاص نامور شهر کابل و نماینده های سیاسی سفارت ها را هم خواست. این لویه جرگه تحت ریاست عبدالرحیم هاتف در سوم جنوری 1987 در تالار قصر وزارت خارجه تدویر گردید. بعد از تلاوت چند آیه از قران شریف، ریس محفل طی بیانیهء خود شرایط جنگی کشور و تلفات جانی و مالی مردم را شرح داد و در پایان گفتار خود از حاضرین دعوت به عمل آورد تا اگر چیزی گفتنی باشند، دست های خود را بالا کنند تا به ایشان نوبت سخنرانی داده شود. دکتور پژواک نیز اجازه گپ زدن را خواست و به او اجازه داده شد. او پشت مکرافون قرار گرفته و خطاب به ریس جمهور نجیب الله بیانیهء شفاهی و تحریری خود را با این فرد آغاز کرد:
"من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم تو خواه از سخنم پند گیری یا ملال"
بعد به تفصیل اقدامات و اجرات اعضای حکومت چپی افغانستان و مشاورین شوروی آنها را مورد تقبیح شدید قرار داده و پشنهاد کرد که هر چه زودتر باید دولتی بی طرف و صادق افغانی رویکار آید، تا به یاری خدا خونریزی در کشور متوقف شود. اشتراک کننده گان محفل چندین بار با کف زدن های پی در پی از بیانیهء دکتور پژواک استقبال به عمل آوردند. بعد تعدادی جرات یافتند که به پا خواسته و با بیانات خود گفتار و پشنهاد وی را تایید کنند.
دکتور نجیب الله با شنیدن بیانیهء پژواک دست و پاچه و خیلی عصبی شده، در پایان سخنان پژواک با عصبانیت به پا خواست و با اشاره به انتقادات وی به حاضرین گفت: "اینک ما در محفل خود صدای نمایندهء باندهای افراطیون مذهبی را که در پاکستان جایگزین شده اند و خود را به نام احزاب اسلامی حساب می کنند، شنیدیم."
(کست اصل بیانیهء تاریخی دکتور پژواک در این روز موجود است.)
محفل "لویه جرگه آشتی مصالحهء ملی" با صدور چند قطعنامه خاتمه یافت که هرگز عملی نشد.
دکتور پژواک در جوزا 1367 (جون 1988) به حیث وزیر مشاور در حکومت دکتور محمد حسن شرق مقرر گردید. بعد در جوزا 1369 (می 1990) به حیث یکی از سه معاونین صدراعظم در حکومت فضل الحق خالقیار تعیین شد که خاصتا مسوول رهبری و نظارت امور معارف، تحصیلات عالی، صحت عامه و شاروالی ها بود. در این دوره سیستم درسی افغانستان مورد تجدید نظر قرار گرفت و سیستم عنعنوی معارف با بعضی اصلاحات دوباره احیا گردید.
دکتور پژواک طی این ماموریت خود به ریس جمهور پشنهاد کرد تا تعیین کدر رهبری اکادمی علوم افغانستان به صورت انتخابی صورت گیرد. دکتور نجیب الله پذیرفت. بنا قرار شد انتخابات اکادمی علوم عملی شود. دکتور پژواک هییت نظارت را که در آن وزرای معارف، تحصیلات عالی و صحت عامه با چند نفر از دانشمندان شامل بودند، به موافقت صدراعظم تعیین و معرفی نمود.
انتخابات نهایی اکادمی علوم افغانستان به تاریخ 23 عقرب 1369 (14 نوامبر 1990) در تالاری بزرگ که در آن به علاوهء اعضای اکادمی، بعضی وزرای کابینه، قاضی القضات، لوی حارنوالی و عده ی دیگر از دانشمندان موسسات علمی جمعا در حدود چهارصد نفر اشتراک ورزیده بودند، صورت گرفت که در نتیجه دکتور عبدالکبیر رنجبر با تفاوت کم در مقابل پوهاند محمد صدیق روهی اکثریت را برد و به حیث ریس اکادمی علوم افغانستان معرفی و مقرر شد.
دکتور پژواک در ختم محفل با ابراز تبریکی به ریس و معاونین اکادمی علوم علاوه کرد که اگر چنین فرصت به مردم شریف افغانستان نیز تحت نظر سازمان ملل متحد داده شود، آنها می توانند به صورت صلح آمیز رهبری آینده کشور خود را تعیین کرده و به این کشت و خون فرقه  یی و سمتی و زبانی خاتمه بخشند.
دکتور پژواک حاضرین جلسه را مخاطب ساخته افزود: "در راه مساعد ساختن چنین فرصت شما دانشمندان وطن مسوولیت زیاد دارید و تا تامین این آرزومندی ملی نباید از زنجیر و زولانه هراس کنید."
این گفتار پر انتقاد دکتور پژواک از رهبری دولت و همکاران جنگ سالار شان از طرف اکثریت حاضرین جلسه با خوشی، احساسات و کف زدن ها استقبال شد و در همان روز سروصدا را در شهر کابل و ولایات به وجود آورد.
وقتی که دکتور نجیب الله کست بیانیهء مکمل دکتور پژواک را دید و شنید، به فردای آن او را نزد خود خواست و شخص دکتور پژواک را متهم ساخت که مردم عامه را در مقابل دولت تحریک می کند.
دکتور پژواک نیز استعفا نامهء خود را به فضل الحق خالقیار صدراعظم حکومت فرستاده و بعد از آن حاضر به پذیرش ماموریت رسمی نگردید.
(متن کامل بیانیه دکتور پژواک و کست آن محفل تاریخی موجود است).
دکتور پژواک همیشه به وضاحت گفته و می گوید که با وجود دعوت از طرف رهبران راستی و چپی افغانستان در هیچ یک حزب شامل نبوده و نیست. چنانچه اسناد معتبر تاریخی آن را تایید می کند.
دکتور پژواک بعد از ورود احزاب به نام اسلامی به شهر کابل، راکت اندازی های گلبدین حکمتتیار صدراعظم نام نهاد از چهارآسیاب بالای مردم مظلوم کابل، چور و چپاول دارایی و ناموس مردم از سوی جنگ سالاران مختلف و آغاز جنگ و خونریزی بین آنها در سراسر کشور، مجبور شد به تاریخ 31 اسد 1371 (22 اگست 1992) با خانواده خود به پشاور برود و بعد از دو سال اقامت در آنجا با خانم خویش به امریکا رفت و ساکن ویرجینیای شمالی گشت. (ا اگست 1994)
دکتور پژواک که با حساب پاک و دست خالی پس از یک عمر خدمت به وطن، راه مهاجرت را در پیش گرفت در ایالات متحده امریکا نیز با وجود کهولت سن با همت بلند و عالی مدت ده سال به تدریس السنه ملی افغانستان پشتو و دری در موسسات مختلف ایالات ویرجینیا، مریلند و شهر واشنگتن دی سی پرداخت.
دکتور نعمت الله پژواک در جوزا 1336 (جون 1957) با عفیفه پژواک دختر کاکای بزرگوار خویش عبدالرحمن پژواک ازدواج کرد. آنها دارای پنج اولاد می باشند که همه آنها دارای خانواده و فرزند هستند. اسمای شان به ترتیب سن ذیلا ارقام می گردد:
- فرهاد پژواک مقیم ایالت ویرجینیای شمالی ایالات متحده امریکا
- گلالی پژواک نوابی مقیم ایالت انتاریوی کانادا
- پروین پژواک هژبر شینواری مقیم ایالت انتاریوی کانادا
- فرزاد پژواک مقیم ایالت ویرجینیای شمالی ایالات متحده امریکا
- نیلاب پژواک مقیم ایالت ویرجینیای شمالی ایالات متحده امریکا

دکتور نعمت الله پژواک در ماه عقرب 1369 مضمونی انتقادی را تحت عنوان "دل دلکشا را شگافته اند" نوشت و آن را جهت نشر به "اخبار هفته" که تحت مدیریت ظاهر طنین در کابل انتشار می یافت، فرستاد. نشر آن مطلب با نام دکتور پژواک هنگامه زیاد را در داخل و خارج کشور ببار آورد. اینک به عنوان حسن اختتام از فعالیت های وطن دوستانه دکتور پژواک به ذکر آن نوشته می پردازیم:
"اخبار هفته
شماره 43/پنجشنبه 24 عقرب 1369
دل دلکشا را شگافته اند!
من بعد از سپری شدن تقریبا دو سال وارد باغ قصر دلگشا شدم. از آن زیبایی و شادابی چمن های سبز و پر گل سالهاست اثری به چشم نمی خورد. اما آنچه حالا برای هر بینندهء حساس افغان تکان دهنده است، کار بالای تعمیری می باشد که تهداب سنگین کانکریتی آن در فاصله دو صد متری دورتر از قصر دلکشا به اندازه سطح چمن بالا آمده است. پیش از آنکه ناوقت گردد باید و باید جلو اعمار این بنا گرفته شود و اجازه داده نشود قصر زیبای دلکشا و باغ آن که صبغهء تاریخی دارد، برباد رود.
با تاسف باید گفت که از عرصهء دوازده سال به این طرف در اکثر باغ ها و محوطه های زیبا و فراخ عمارات دولتی کابل بدون احساس مسوولیت و سنجش تعمیرات و بلاک های قد و نیم قد بالا آمده که باغ صدارت عظمی مثال بارز آن است. حالا این باغ و محوطه شورای وزیران با رهروهای کج و معوج کوچه مانند از یک تعمیر به دیگرش راه گشوده و آن را می توان مکرویان پنجم نام نهاد.
آیا این اقدامات را نیز باید به دوش "حالت جنگی کشور" انداخت؟
در این سال های که اقتصاد کشور ورشکست گردیده، اینهمه بناهای بدشکل و یکرنگ چه ضرورت و حاصل دارد؟ تورم تشکیلاتی تاثیرات خود را به شکل تورم تعمیراتی هم نشان می دهد. بیایید از انصاف و دلسوزی کار بگیریم و بناهای زیبا و تاریخی و چمنزارهای آن را تا حد امکان حفاظت نماییم و در مصارف دولتی از اصل صرفه جویی نهایی کار بگیریم!"