27/06/2014

هارون یوسفی

بی نظمی

بنگر که خاک و آتش و دریا یکی شده
حاجی و شیخ و گبر و نصارا یکی شده

فارغ ز راه و نقشه و برنامه و مرام
شیر و شراب و پپسی و کولا یکی شده

در لابلای تی وی و در روزنامه ها
گویی که قهر و خنده و دعوا یکی شده

در چورِ مال و غارتِ دار و ندار ما
دزد و شریف و مفلس و دارا یکی شده

با زور خود به شانه مردم نشسته اند
شیر و شغال و بره و روبا یکی شده

القصه در دکانِ زد و بند و رای خلق
کینو و مرچ و شلغم و نعنا یکی شده

*

تذکر چوچه: دم روباه را به خاطر قافیه بریدم