17-10.2015

هارون یوسفی  


مسخره گی!

 

هر دو نفری جانبِ ویرانه روان است

زین روست که مردم همه در آه و فغان است

 

رفتیم و ولی منزل مقصود ندیدیم

چون قیضه این قافله در دست خران است

 

گوشِ شنوا در همه کا بینه نیابی

حرفِ حقِ تو بر سرِ شان بارِ گران است

 

یک عده ٬سرِ رتبه و کرسی به جدال اند

ملا همه در فکرِ سر و موی زنان است

 

هر لحظه به نشریه و تی وی که ببینی

جنگ و جدلِ تاجک و پشتون و زبان است

 

هر هفته سفر جانبِ واشنگتن و دهلی

گاهی چو الن دولن و گاهی چو پُران است

 

از دودِ سیاه بم و خمپاره٬ هزاران

آغشته به بیماریِ قلب و سرطان است

 

گه لنگی و نکتایی و گه شالِ ختایی

استادن وخوابیدن  شان مثل فلان است

 

لندن: ۱۵-۱۰-۲۰۱۵