رسیدن به آسمایی:  16.03.2011 ؛ نشر در آسمایی: 19.03.2011 
خليل الله زمر

هرروزتان نوروز، نوروزتان پيروز

 

کشورما با تاريخ کهن اش در طول زمانه ها جشن ها و اعياد بسيار داشته است که يکی از آنها جشن نوروز يا عيد نوروز مي باشد.  اين جشن و سرور که با ميله گل سرخ يا گل نوروز در مزارشريف با بلندکردن عَلَم شاه ولايتمآب در داخل صحن  مزار حضرت علی (کرم الله وجهه) ضمن مراسم خاص آغاز مي شود و از اول حمل به مدت چهل روز ادامه مي يابد.  در اين مدت تمام دشت و دامان کشور به خصوص در ولايت بلخ از گلهای سرخ که رنگ آتشين دارند ، پوشيده مي گردد و مردم خاصتاً جوانان اعم از زن و مرد به گلگشت گلهای نوروزی عازم دشت و صحرا مي شوند که در اصطلاح عاميانه آن را "سبزه لَغَت کردن" مي نامند.
مردم گروه گروه از مناطق مختلف کشور و حتی از ساير کشورها به عزم زيارت حضرت علی (کرم الله وجهه) و هم بمنظور اشتراک در ميله گلسرخ به مزارشريف سفر مي کنند و در مناطق معين آن ولايت به ميله و گلگشت ورود سال نو يا عيد نوروز را تجليل می کنند .
به پيروی از عنعنه وفرهنگ نوروزی تقريباً درهمه ولايات افغانستان باستقبال از آمد آمد نوروز، رنگمالی ديوارها، تنظيف منزل وحويلی، پاک کاری وشست وشوی همه اثاثيه خانه وغيره که بطور عام خانه تکانی ناميده می شود، يکماه قبل از شروع جشن نوروز ازجانب خانواده ها شروع می شود.
تهيه لباس نو به خصوص برای اطفال و نوجوانان ار عنعنات ديگر نوروز است. همه خانواده ها برای تجليل بهتر از سال نو مطابق به وضع اقتصاد شان يا لباس نو تهيه و يا لباسهای سابقه را شسته واز آن استفاده می کنند. ضرورنيست که همه در نوروز لباس نو به تن کنند، مهم اين است که به استقبال جشن نوروز لباس پاک بپوشند.
تهيه هفت ميوه از رسوم ديگرعيد نوروز است. خانواده ها تقريباً يک هفته قبل از ورود سال نو هفت نوع ميوه خشک را که شامل کشمش، چارمغز، پسته، غولنگ، کِشته يا زردآلوی خشک، بادام و سنجد می شود در يک ظرف پر از آب می گذارند. ميوه جات مذکور پس از پنج يا شش روزطوری درآب حل می گردند که از آن عصير يا شربت بسيار مزه دار برای سال نو آماده شده و هر خانواده ورود مهمانان را با تعارف عصير هفت ميوه استقبال می کنند. اما چرا هفت ميوه ؟ چرا هشت نی ؟
به خاطري که عدد هفت هم در اديان و هم در فرهنگ و کلتور بسياری از ملتها دارای تقدس است. مثلاً :

براساس همين تقدس عدد هفت است که مردم سرزمين ما از قديم الايام هفت ماده غذایی را که با عدد سين شروع می شود زينت بخش سفره نوروزی خود می سازند واين هفت سين عبارت اند از:
1- سيب که نشان برکت و نعمت و فراوانی است.
2- سبزی که نشانه شادی و خوشبختی است.
3- سمنک که نشانه فراوانی نان و خوراک افراد خانواده است.
4- سير که نشانه دفع آفات و پاکيزه گی محيط زيست است.
5- سرکه نشانه تندرستی و مصوونيت است.
6- سمارق به خاطر برکت آشپزی در خانواده .
7- سنجد که سمبول عشق و ازدواج و توليد نسل است.
در کتب قديمی تاريخی آمده است که مردم سرزمين ما قبل از اسلام سفره هفت شين می چيدند، اما اين هفت شين پس از غلبه اسلام به هفت سين تغير يافته است. هفت شين عبارت بود از: شمع ، شراب ، شيرينی ، شير ، شربت و شهد و شاهدانه . سعدی می گويد:
شب است و شاهد و شمع و شراب و شيرينی
غنيمت است دمی روی دوستان بينی

همچنين قبل از اسلام که آیين زردشتی حاکم بود سه نوع نبات که عبارت بودند از گندم و جو و ارزن را به نشانه گفتار نيک ، پندار نيک و کردار نيک در سفره هفت شين که بعداً به هفت سين تغير نام داد، می گذاشتند.
اگر چی بسياری از مناسک و مراسم نوروزی که در قديم معمول بود ، تعدادی از آنها امروز به فراموشی سپرده شده است ، اما  از سه نبات فوق الذکر که در بالا از آنها نام برديم فقط استفاده از گندم تا هنوز باقی مانده است که از آن سمنک تهيه می کنند.
ترتيب که يک ماه قبل از نوروز در ظرفهای مخصوص گندم می کارند و از جوانه های آن در شب روز اول سال سمنک آماده می کنند. هنگام پختن سمنک ، دختران جوان و زنان فاميل اين سروده فولکلوريک را که تا هنوز زنده است، می سرايند:
سمنک در جوش ماکپچه زنيم همه گی در خواب ما دبچه زنيم
سمنک نذر بهار است ميله شب زنده دار است
اين خوشی سال يک بار است سال ديگر يا نصيب

فاميلهایي که پسران شان هنوز نامزد وعروسی نه کرده اند ، در اول سال غذا های نوروزی را همراه با ماهی و جلبی و شيرَنی و کلچه های نوروزی ضمن مراسم خاص به خانه نامزد های پسران شان می برند و به خاطر سعادت آينده پسر و دختر به خوشی و سرور می پردازند.
عيد نوروز جشن زدودن کدورتها، آغاز مناسبات نو و تجديد پيمان دوستی و صداقت است. روی همين درک است که خانواده ها در روز اول سال يا جشن نوروز با ديدار از اعضای فاميل و دوستان از منازل همديگر آغاز می يابد. مهمانان در سالون منزل که سفره نوروزی در آن گستره است ، می نشينند و خانواده ميزبان در ابتداء با تقديم يک يک گيلاس عصير هفت ميوه به هريک از مهمانان از آنها پذيرایی نموده و سپس مهمانان به تناول سمنک ، غداها ، کلچه و شيرينی های نوروزی حاضر در سفره می پردازند.
در کابل معمول بود که در روز اول سال مرغ سفيد که علامت خوشبختی بود همراه با سبزی چلو و ماهی آماده می کردند و آن را با دوستان بسيار نزديک خود در چاشت همان روز صرف می نمايند.
قابل يادآوريست که تخم جوش داده مرغ را به رنگهای مختلف نيز بر سفره نوروزی می گذارند. اين رسم نيز ريشه در تاريخ کهن دارد. تخم مرغ بر طبق اسطوره های قديمی نمادی از نطفه بارورتر است که بايد به زودی جان گيرد ، تلقی می شد. در همين اسطوره ها می خوانيم که رب النوع ميترا هم از تخم کيهانی پديد آمده است.
نيزه بازی ، بزکشی ، اسپ دوانی ، مرغ جنگی ، کوک جنگی ، سگ جنگی و تخم بازی در ولايات مختلف افغانستان به خاطر پذيرایی  نوروز از جانب خود مردم سازماندهی می شود .
برعلاوه ، خانواده ها فردای روز اول سال تا چهل روز که جشن نوروز ادامه دارد دسته دسته به باغ و بوستان و ميله جاهای خاص ولايات مربوطه شان رفته و به خوشی و شادی می نشينند. مردم کابل به خصوص زنان به باغ زيارت شاه شهيد ، جابر انصار و باغچه سعيد در شهدای صالحين ، باغ بالا ، باغ زنانه ، خواجه صفا ، گل غندی و پاچا صاحب پای منار گرد هم آمده و به ميله های نوروزی می پرداختند.
البته جشن نوروز از جانب دولتها در ممالکی که نوروز جز فرهنگ و تاريخ شان تست ، به رسميت شناخته شده و همه ساله با مراسم شانداری از نوروز تجليل می کنند. در قديم چنان بود و اکنون هم چنين است . مثلاً ابوريحان می نويسد : بنابر روايات ، جشن نوروزی پس از جمشيد به شش بخش تقسيم شده بود : پنج روز يا پنج بخش اول به پادشاهان اختصاص داشت و پنجه دوم به اشراف ، پنجه سوم به خدم و کارکنان پادشاه ، پنجه چهارم برای نديمان و درباريان ، پنجه پنجم برای توده مردم و پنچه ششم برای برزيگران اختصاص داده شده بود.
در افغانستان نيز به پيروی از همين تاريخ ، روز اول حمل يا نوروز رخصتی بوده و روز دهقان ناميده می شود و هر ساله توسط دولت با برگزاری ميله دهقان تجليل به عمل می آيد. دهقانان و مالداران از مناطق مختلف کشور برای اشتراک در جشن نوروز به کابل آمده و با به نمايش گذاشتن بهترين نسلهای نباتات ، حيوانات و يا نمايش برترين محصول نباتی و حيوانی شان در مراسم رسم گذشت که  به خاطر تجليل از نوروز برگذار می شود ، فعالانه اشتراک می کنند. البته جوایزی هم برای دهقانان و مالداران درج اول و دوم و سوم   در اين مراسم به آنها توزيع می گردد .

مختصری درباره تاريخچه نوروز
برگزاری عيد نوروز تاريخ چندين هزار ساله دارد. اوستا از قديمی ترين کتاب هایي است که در آن اشاراتی به جشن نوروز شده است.
مطابق روايت اوستا، آهورامزدا ، فروهرها يا فرشته ها را در روز ششم خلقت جهان به زمين فرستاد تا آنها در ميان آدميان نيکی و دوستی بيآفرينند و از آن دوران به بعد است که نوروز برای بزرگداشت از فرود آمدن فرشته ها در روی زمين جشن گرفته می شود.
حکيم عمر خيام ، شاعر و دانشمند بزرگ، نوروز را در کتاب "نوروزنامه" چنين معرفی می کند:
بعد از ظهور طهمورث ديوبند ، برادرش جمشيد به پادشاهی رسيد. از اين تاريخ به بعد هزار و چهل سال گذشته بود و آفتاب اول نوروز به فروردين تحويل کرد و به برج نهم آمد، چون از پادشاهی جمشيد چهار صد و بيست و يک سال گذشت اين دور تمام شده بود و آفتاب به فروردين خويش به اول حمل باز آمد و جهان بر وی راست گشت. ديوها را مطيع خود گردانيد و بفرمود تا گرمابه ساختند و ديبا را ببافتند............و جواهر از معادن بيرون آورد و سلاح و پيرايها همه او ساخت و زر و نقره و مس و سرب از کانها بيرون آورد و تخت وتاج و... طوق و انگشتری .... و مشک عنبر و کافور و زعفران و عود .... به دست آورد، پس در اين روز که ياد کرديم جشن ساخت و نوروزش نام نهاد....
فردوسی شاعر بزرگ حماسی مشرق زمين در باره نوروز می گويد: جمشيد همه کارهای نيک را انجام داد، راحتی و خوشی و نعمت و صنعت برای مردم فراهم آورد و پس از آن :
به جمشيد بر ، گوهر افشاندند
مر آن روز را " روزنو" خواندند

ابوريحان البيرونی دانشمند و ستاره شناس معروف نوروز را به پيغمبر اسلام ، حضرت محمد(ص) نسبت می دهد و به نقل از عبدالصمد بن علی که او نيز از جد خود ابن عباس روايت می کند، می نگارد : در نوروز جام سيمينی که پر از حلوا بود برای پيغمبر هديه آوردند و آن حضرت پرسيد که اين چيست ؟ گفتند امروز نوروز است. پرسيد که نوروز چيست ؟ گفتند عيد بزرگ ... است. فرمود آری ، در اين روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد.
پرسيدند عسکره چيست ؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دنيا کرده و سر به بيابان نهادند و خداوند به آنان گفت ، بميرند و مردند. سپس آنان را زنده کرد و ابرها را فرمود که بر آنان ببارد. از اين رو است که پاشيدن آب در اين روز رسم شده و سپس از آن حلوا تناول کرد و گفت ، کاش هر روزی برای ما نوروز بودی ...
ابوريحان جای ديگر می نگارد: برخی از حشويه می گويند که چون سليمان بن داود انگشتر خويش را گم کرد، سلطنت از دست او بيرون رفت ولی پس از چهل روز بار ديگر انگشتر خود را بيافت و پادشاهی و فرماندهی بر او برگشت و مرغان دور او گرد آمدند . ....و سليمان باد را امر کرد که او را حمل کند. پرستویی در پيش روی او پيدا شد که می گفت: ای پادشاه ، مرا آشيانه یی ا ست که چند تخم در آن است از آن سو تر رو که آشيان مرا درهم مشکنی . پس سليمان راه خود کج کرد و چون از تخت که بر باد حرکت می کرد فرود آمد پرستو با منقار خويش قدری آب و يک ران ملخ نيز هديه آورد و از اين جا است که مردم در نوروز به يکديگر آب می پاشند و تحفه ها نزد هم می فرستند .
بلعمی در ترجمه تاريخ طبری می نويسد: شهريار در اين روز علما  گرد کرد و از ايشان پرسيد چيست که اين پادشاهی بر من باقی و پاينده دارد ؟ گفتند: داد کردن و در ميان خلق نيکویی. پس او داد بگسترد و علما را بفرمود که روز مظالم، من بنشينم و شما نزد من آیيد تا هرچی داد باشد مرا بنمایيد تا من آن کنم و نخستين روز که به مظالم بنشست روز هرمز بود از ماه فروردين . پس آن روز را نوروز نام کردند که تا اکنون سنت گشت......
خواجه نظام الملک وزير دوره سلجوقيان در کتاب معروف " سياستنامه " نوروز را چنين توصيف می کند: نوروز روز دادخواهی است.....و روز نوروز پادشاه هر عامه را بار دادی و کس را بازداشت نه بودی.
**********************************
نوت : روايتها واستنادهایيکه دراين مقاله آمده است از کتاب (حکايتهای نوروز )تأ ليف پری سکندری وازدکشنری جيبی
استفاده شده است .Wordsworth Pocket Encyclopedia