رسیدن:  25.02.2013 ؛ نشر :  26.02.2013

آصف بره کی

انگار که با واصف باختری دیده باشم

 

در حاشیۀ مجلس دیدار با واصف باختری در تورنتو

هم اکنون که ساعت چیزی نزدیک به 9 شب است، در اتاق مسافرت خود هستم. خلوتم را با یک پیاله چای سبز مهیا کرده ام. شب 19/20 ماه فبروری سال 2013 است. و قرار است به تاریخ 23 فبروری نشستی در شهر تورنتوی کانادا با استاد سخن واصف باختری با حضور جمعی از فرهنگیان افغان اروپایی، افغان کانادا و افغان امریکایی بر پا گردد.

بر میگردم به دو هفتۀ پیش. بعد از ظهر یکی از روزهای اول فبروری 2013 بود که به سفارت افغانستان در اوتاوا زنگ زدم. دلیلش این بود که دوستانی از سفارت تماس گرفته بودند و جویای احوال من شده بودند. البته که خانه نبودم ولی پیامی از آنها دریافتم. در جریان تیلفون به سفارت به دفتر جناب سفیر آقای برنا کریمی رخ شدم. جناب کریمی از آمدن استاد واصف باختری و تنی چند از دوستان فرهنگی از اروپا به کانادا یادآوری کردند.

خبر خوشی بود و مصمم شدم که باید خود را به این مجلس با شکوه برای زیارت دوستان فرهنگی و به ویژه استاد باختری برسانم. دو سه روز بعد دوست گرامی ضیاء افضلی هم در جریان مکاتبات معمول فیسبوکی از برگزاری این مجلس آگاهی داد. به وی نیز نوشتم که تلاش خواهم کرد تا به مجلس خودرا برسانم.

و اما با دریغ همین اکنون که دقیقا ساعت 8 و 59 دقیقۀ شب است و این سطور را می نویسم، "...هنوز در سفرم" و در این لحظه کاملا میدانم که نمیتوانم خود را به مجلس برسانم. و انگار این که خود در آن مجلس حضور داشته ام و در غیابت با استاد واصف باختری دیده باشم، بناء این یاداشت را پیش از همه به خاطر سپاسگذاری از جناب برنا کریمی، دوستانی از سفارت در اوتاوا، جامعۀ فرهنگی انتاریو (بویژه کاروانیان شعر تورنتو) و به عنوان خیرمقدم حضور استاد باختری به کانادا می نویسم  و طی آن این اندیشه ها را نیز یادهان می شوم.

جامعه یی که در آن زیسته و رسته ایم، خیلی بلا و جفا کشیده است. در نزدیک به چهل سال اخیر ستم و آشوب و بلایای زیادی را متحمل شده است.

 آه، مگر اصلا باید این طور می نوشتم: که هنوز پایان کار دراز است، خود سرزمین ما شاهد این همه بلایا و مصیبت هاست و مردم آن با جان و پوست این مصیبت ها و ناملایمات را تجربه کرده و هنوز تجربه می کنند.

خوب یعنی که چه؟

یعنی این که از نزدیک به چهل سال است که این همه زار ناله نویسی می کنیم، و این زار ناله نویسی ها هم بیشتر از سوی حلقات روشنفکری درون و برون کشوراست که خود تا حد زیادی به اثر ناهمزبانی با یکدیگر فراهم آورندۀ این مصائب و ناملایمات اند. و چنان که تا کنون تجربه های ناکام نشان داده اند، به یقین که هنوز کم از کم چهل سال تمام دیگر هم میتوان از این زار ناله ها بسیار نوشت، ولی برآنانی که عامل فعال این همه ناملایمات بوده و هستند، نه تنها داروی بی اثر است که برابر آن سخت معافیت هم پیدا کرده اند.

ولی طی چند سال اخیر، من در کنار این مصایب و ناملایمات گپهای خوب و خوشی را هم بمثابۀ تحرکات روشنفکری ملاحظه می کنم که به صورت فراگیر در جامعۀ روشنفکری افغانستان بدون نظرداشت تعلقات سیاسی، قومی، زبانی، مذهبی به حرکت افتاده. تحرکاتی که در راه اندازی تعدادی از آنها برخ مقامات نسل جدید تکنوکرات (با عناصر وابسته گی به هنر و ادبیات) در دولت کنونی افغانستان نقش بسزایی داشته و دارند. از جمله در چند سال اخیر، این چندمین مجلس و محفل گرامیداشت است که تعدادی از سفارتخانه  و شخص سفرای افغانستان در راه اندازی آنها همت گماریده اند که ا زچند تای آن تا جایی که بنده بیاد دارد، یادآور میشوم.

 

-         ستایش و قدردانی از نشر کتاب موسیقی برای اطفال و کودکان افغانستان بنام "قوقو برگ چنار" به همت خانم لوئیس پاسکال استاد دانشگاه لیزلی امریکا و هنرمند نامدار کشور وحید قاسمی در ایالات متحدۀ امریکا با حمایت شخص آقای سید طیب جواد سفیر کبیر وقت افغانستان در واشتگتن.

 

-         مجلس گرامیداشت از کار و آثار شاعر زنده یاد "رازق فانی" همراه با اتحادیۀ دانشجویان افغان در دانشگاۀ مریلند امریکا و بخش ادبیات فارسی آن دانشگاه به یاری داکتر ... کریمی حکاک.

 

-         مجلس گرامیداشت از استاد باختری به همت جامعۀ فرهنگی ناروی، با یاری سفارت و شخص بانوی ادیب و سفیر منیژه باختری، و مجلس گرامیداشت از استاد باختری از سوی کلوپ قلم افغانها در استکهلم سویدن.

 

-          و اینک مجلس دیدار با استاد واصف باختری که قرار است به تاریخ 23 فبروری  با حمایت شخص جناب داکتر برنا کریمی سفیر کبیر دولت جمهوری اسلامی افغانستان در اوتاوا و جامعۀ فرهنگی انتاریوی کانادا با اشتراک تعدادی از دوستان ادیب و شاعر و ادب دوستانی از امریکا، از اروپا )مثل آقایان شریف سعیدی و حمزه واعظی(، از کانادا )با اشتراک نویسندۀ فرهیخته دکتور صبورالله سیاهسنگ( وجمع کثیری از فرهنگیان عرصۀ شعر و ادب و ادب دوستان برگزار گردد.

 

البته باید یادهان شوم که من این نوشته را به قدردانی از کوشش جناب داکتر برنا کریمی ادیب و سفیر افغانستان در کانادا نوشتم  و به امید این که  این چنین برخوردهای فرهنگی  در میان حلقات دیپلوماتیک و نماینده گیهای سیاسی دولت افغانستان در خارج بیشتر رواج یابند و به یک سنت پسندیده و دیرپا مبدل گردد.

 

"علاقۀ اندری گرومیکو به  بوریس پاسترناک"

باری، سالها پیش از امروز روزنامۀ "ستاندرد"  چاپ فلپین زیر عنوان "زندگینامۀ یک دیپلومات" از خاطرات "درازمدت ترین" مامورعالیرتبۀ دیپلوماسی و سیاست جهان "اندری گرومیکو" نوشته است. همان "گرومیکو" وزیر پیشین خارجه و یکی از رهبران دولت شوروی که (حدود 50 سال) در مقامات مختلف دیپلوماسی و سیاست خارجی اتحاد شوروی وقت و در سالهای پایانی زنده گی به مقام نمادین رئیس شورای عالی آنکشور خدمت کرده است.

... او (گرومیکو) در این خاطرات 900 برگۀ خود از دیدار با رهبران تمام کشورهای جهان و برخی از شخصیتهای مشهور هنری و ادبی از جمله با چارلی چاپلین، روبسن، مارلن مونرو که در اولین دیدار بی آلایشانه خطابش کرده بود: چطور هستید آقای گرومیکو؟ تا البته از بیان علاقه و دوستی اش به هموطن تبعید شده اش "بوریس پاسترناک" نویسندۀ اثر جاودان "داکتر ژیواگو" نیز یاد آوری می کند.

براستی چند سال پیش که کتاب خاطرات "اندری گرومیکو" منتشر شد، بسیاری از خواننده ها از یاداشتهای این کتاب به قلم گرومیکو خیلی شگفتزده شدند. او دیپلومات شمارۀ 1 یکی از دو ابرقدرت جهان بود. گرومیکو بلند پایه ترین مامور سیاسی و دیپلومات یکی از رژیمهای مقید و با انظباطی بود که میدان فعالیت اجتماعی غیر پروتوکولی و غیر برنامه ریزی شدۀ رسمی را برای کارمندانش تحمل نداشت. ولی چنان که گرومیکو در کتاب خاطرات خود می نویسد، او در جریان ماموریتهای رسمی و دیپلوماتیک خود بحیث وزیر امور خارجه بارها کوشیده است که به نحوی از انحا با تعدادی از شخصیتهای نامدار هنر و ادبیات شوروی وقت بخصوص آنهایی که بنام مخالف یا در جمع مخالفان از کشور فرار کرد بودند، تماس داشته و حتی دیدار داشته باشد.

و در پایان باید گفت، امروز بیشتر از هر وقت دیگر جای آن دارد که از شخصیت های ادیب، هنرمند، دانشمند و اندیشمند قید حیات کشور که در خارج بسر میبرند و برخی از آنها هنوز آثار ارزشمندی می افرینند، ستایش و قدردانی شود.

عکسهای شب دیدار با واصف باختری از نویسنده و پژوهشگر عزیز و گرامی ضیاء افضلی

 

آصف بره کی

 

چه یک دیدار تاریخی (عکس: دیدار  واصف باختری با رضا براهنی و آقای برنا کریمی)، من دقیقا 29 سال پیش با "طلا در مس" رضا براهنی از زبان استاد باختری آشنا شدم. استاد حتی محل فروش آنرا که در آنزمان در یکی از نماینده گی های فروش کتب "بیهقی" واقع مرکز شهر در ناحیۀ از پل باغ عمومی جوار وزارت اطلاعات و فرهنگ در نزدیکی ورودی سمت شرقی پیاده رو زیرزمینی کابل قرار داشت، نشان داده بود. همان نسخۀ "طلا در مس" با پوش زردرنگ پلاستیکی. استاد باختری، صد سال دیگر بر عمر پربارت زیاد باد!

تورنتو، کانادا

شام 23 فبروری 2013

 

سفیر گرومیکو، کسی که از اتحاد شوروی در ایالات متحدۀ امریکا نماینده گی میکرد. او در حال  احوالپرسی با "پال رابسن" خوانندۀ سیاه پوست (فعال سیاسی و یکی از منتقدین سر سخت سیاستهای دولتهای آنوقت امریکا) دیده میشود که پسانها نقش "اوتلو"ی نمایشنامۀ شکسپیر را هم بازی کرده است.

واشتگتن، ایالات متحدۀ امریکا

1 نوامبر سال 1943

عکس از: بستمن/کاربس