رسیدن به آسمایی : 12.10.2008؛ تاریخ نشر در آسمایی : 12.10.2008  

سهیلا الکوزی

حقوقدان و مشاور امور اجتماعی

اگر در افغانستان قحط الرجالی است، قحط النسایی نیست!

اصل شایسته سالاری و سپردن کار به اهل کار از جمله نیات نیکی است که دولت افغانستان همواره از آن دم زده است، امری که اکثریت قاطع مردم کشور از آن با دل و جان پشتیبانی مینمایند. سوال اینجاست که چرا این خواست برحق مردم و ادعای دولت در بسا حالات جامه عمل نپوشیده و همچنان چرا از یک نیروی عظیم اما نهان در بین زنان کشور بطور مثمر و موثر استفاده نگردیده است؟

با وصف موجودیت بحران فرهنگی حاکم در جامعه، همواره افراد آگاه، کارآء، دلسوز و وطندوست در ساحات مختلف حیات اجتماعی و سیاسی مخلصانه وجیبه ملی و افغانی شان را در قبال مردم و میهن محبوب شان انجام داده اند. خدمت صادقانه و بدون آلایش اولاد وطن به هر پیمانه مقدور و در هر ساحه یی قابل ستایش است؛ اما واضح است که خدمت در حاشیه و بدون قدرت دولتی دستآورد کمتری داشته و یا ساحه محدودی را تحت پوشش قرار میدهد.

در این راستا ادعا های مبنی بر نبود و یا کمبود کادر های مسلکی و باتجربه، مخصوصا در بین زنان، همچون شوکی برای زنان برجسته، تحصیلکرده و مسلکی کشور است. اگر جامعه ما نسبت شرایط بیش از یکربع قرن جنگ و عواقب ناشی از آن و مداخلات بیگانه گان و عوامل داخلی آن به بحرانهای گوناگون مواجه گردیده است، بدون شک این وضعیت بالای فرد فرد این جامعه تاثیرگذار بوده است. اگر زنان به پیمانه وسیع از اینهمه ناهنجاری ها آسیب دیده اند، مردان نیز از پیآمد های این اوضاع مستثنا نبوده اند. پس این ادعا که این جامعه تنها مردان کارشناس را داراست، نمیتواند با واقعیت همسان باشد.

اینکه مسوولین بلندپایه دولتی را عمدتاً مردان تشکیل میدهند دال بر کارشناسی آنان نیست؛ زیرا در ارگان های تحت اداره ایشان اکثراً فساد اداره و عدم مدیریت مؤثر حاکم بوده که همواره شکایات مردم را در قبال داشته است. لیکن دلیل اینهمه عدم موفقیت آنها هرگز مرد بودن شان نبوده بلکه این امر عمدتاً ناشی از نبود و یا کمبود تحصیل مسلکی، تجربه کاری و مدیریت سالم آنها میباشد.

همچنان اگر زنان کاری را به درستی به پیش برده میتوانند و یا نمیتوانند، نه بخاطر جنسیت آنانست بلکه این امر ناشی از موجودیت و یا فقدان تحصیل، تجربه، استعداد و درایت لازم در زمینه میباشد. اما مشکل اساسی در اینجاست که زنان در جامعه ما زمینه تبارز و فعالیت محدودتری نسبت به مردان داشته اند و اگر مسوولیت مهمی نیز به زنان سپرده شده است، عملکرد های آنان آنچنان با ذره بین انتقادی بازنگری شده که اکثراً کاستی ها نسبت به دستآورد ها بزرگتر جلوه داده شده اند.

همچنان یکتعداد زیاد زنان معروض تعصبات حاکم خانواده گی و اجتماعی میباشند که این امر نیز سدی در جهت پیشرفت آنها شده است. در این راستا ایجاد موانع و مشکلات از طرف همسر و یا سایر مردان خانواده در آن ساحات کاری میباشد که خصلتاً ایجاب وقت و کار بیشتر را مینماید. زنان پیوسته در عرصه های مختلف اجتماعی با چالش ها و تنش های روبرو اند که مختص به جوامع سنتی و به ویژه جوامع تازه از بحران برخاسته میباشد. اما بدون مشارکت فعال زنان گذار و تحول بسوی یک جامعه مدرن، متمدن و متعالی ممکن نخواهد بود.

جهت تبارز و انکشاف استعداد های زنان باید زمینه سازی لازم صورت گرفته و امکانات استقلال سالم آنان فراهم گردد. در این راستا خانواده ها، دولت و جامعه بالنوبه نقش عمده و اساسی را دارا میباشند.

جهت وضاحت بیشتر و نه خودستایی من خود را مثال میدهم که این امر در مورد یکعده زیاد زنان کشور صادق است.

من در شرایطی زنده گی و کار نموده ام که از استقلال فکر و عمل برخوردار بوده، مستقلانه تصمیم گرفته ام. همواره توانسته ام با وجود مسوولیت های خانواده گی چه در داخل و یا در خارج از کشور به تحصیلاتم ادامه داده و آن را موفقانه به پایه اکمال برسانم. در ساحات مختلف کاری فعال بوده و تلاش ورزیده ام تا هر مسوولیت اجتماعی را که متقبل شده ام به شایسته ترین وجه انجام بدهم. این که چرا یکتعداد از زنان مانند من به وظایف مهم دولتی گماشته نشده اند، ایجاب مراجعی را مینماید که جهت تثبیت و ردیابی اینگونه زنان بیشتر از پیش سعی و دقت نمایند.

من با داشتن تحصیلات عالی (حقوق و علوم سیاسی در افغانستان، مشاورت و مددگاری اجتماعی در آلمان) و تخصص و تجربه کاری در داخل و خارج از کشور حاضر به هرگونه رقابت سالم، آزمایش و چالش بوده و همراه با یکتعداد زیادی از زنان نخبه با تجارب و تحصیلات عالی و مسلکی آماده پذیرش مسوولیت های ارشد دولتی میباشم. ما پیوسته و تحت هرگونه شرایطی متعهد به کار و خدمت صادقانه به مردم شریف و میهن عزیز خویش بوده و با دید انتقادی-اصلاحی از پالیسی های مردمی، صلحجویانه و ترقیخواهانه دولت پشتیبانی و از عملکرد های منفی آن جسورانه انتقاد نموده ایم. این امر دال بر مسوولیت پذیری و عدم فرار از این اصل است که جهت مؤثریت بیشتر آرزومندیم تا در سطوح عالی دولتی با متقبل شدن مسوولیت های بزرگتر در امر عمران میهن محبوب، تحکیم صلح پایدار و وحدت ملی، ایجاد جامعه مدنی مبتنی بر ارزشهای والا و پسندیده اسلامی و افغانی در سرفرازی کشور و رفاه مردم رنجدیده خویش با خلوص نیت و علو همت سهیم باشیم.

سه سال قبل ضمن نامه و لستی حاوی اسمای یکتعداد زنان کارشناس و مجرب رییس جمهور کرزی در زمینه تثبیت این استعداد ها در جریان گذاشته شد. اما ایشان در مورد اقدامی نکرده و این بار نیز در تغییرات وارده در کابینه چون گذشته باز هم به چهره های آشنا و آزموده تمسک ورزیده و به استعداد های نهان در این کشور فرصت خدمت و تبارز داده نشد. این دولت و در رأس آن آقای کرزی یکبار دیگر این شانس را از دست دادند تا در تعویض مهره های ناکام، بجای "رقص کرسی" کارمندان ناکام را کنار گذاشته، از تصاحب و میراثی سازی موقف های دولتی جلوگیری نموده و از طیف وسیعی از شهروندان شریف، وطندوست، با وجدان و کارفهم استمداد میجست تا  ثابت میگردید که اگر در این جامعه قحط الرجالی است، قحط النسایی نیست!

آرزومندم تا در آینده در قسمت تعیین و تقرر زنان در رأس مقامات عالی دولتی محض به سپردن پست های عنعنه یی بسنده نگردیده، بلکه از نتایج نیکو از توظیف زنان در سایر پست ها منحیث تجارب موفق و الگویی اقدام مؤثر بعمل آید.

سهیلا الکوزی

حقوقدان و مشاور امور اجتماعی

s_alekozai@yahoo.com  

www.pattakhazana.tk