حميد عبيدی

موزيم ملی از بنيادگذاری تا بربادی

 

شاه  امان الله به روز 12 نومبر سال 1924 ، طي محفلي با حضور نماينده گان مردم ، رسماً موزيم ملي افغانستان را در كوتي باغچه  بنياد نهاد . بيشتر آثاري كه از همين روز نخست گشايش موزيم آن را مزين ساختند ، آثاري بودند توسط روستاييان پاكدل و پاك طينت تصادفاً كشف شده بودند و از  روي احساس پاك ملي و اسلامي به نام " بيت المال   به دولت تسليم داده شده بودند و قسمت زياد آنها قبلاً در قصر باغ بالا كه عملاً حيثيت موزيم را داشت ، حفظ ميشدند.

شاه امان الله ، هنگام گشايش موزيم ملي گفت :  امروز ، روز گشايش نخستين موزيم ملي در مملكت افغانستان است ، كه بايد آن را گرامي داشت. هر آنچه كه نماينده گي از قدامت تاريخ و فرهنگ افغانستان نمايد ، امانت پدران و نياكان ما است ، تاريخ ما است  و موزيم خانهء تاريخ است. نگهداري موزيم از وظايف هر افغان است .

- در 12 نوامبر 1931 ( درست سي سال پس از بنيادگذاري موزيم ملي ) ، تمام آثار موزيم ،  با امانتداري كامل به محل جديد موزيم در دارلامان انتقال داده شد. در نيمهء دوم قــرن بــيـــســـــتم مـــــــــــــــوزيم كابل توسط گروهي از كارشناسان غربي و افغاني مطابق به ايجابات علمي ، نوسازي شد .

- در نيمهء دوم قرن بيستم به همكاري هييت هاي باستانشناسان خارجي به خصوص از فرانسه و ايتاليا كاوش ساحات مهم تاريخي آغاز شد كه نتايج پرباري براي روشن ساختن تاريخ افغانستان ، منطقه و جهان داشت.

- در سال 1965 تيم مستقل باستانشناسان افغاني ، با كاوشها در هده ، مجتمع باستاني بودايي اين منطقه را كشف و به شكلْ موزيم روباز درآوردند.

- در سال 1966 از بدخشان آثار تاريخي با قدامت بيش از پنجاه هزار سال به دست آمدند.

- در اثر كاوشهاي باستانشناسيك در سال 1967 از ولايت بلخ چنان آثاري به دست آمدند كه كارشناسان زبدهء خارجي ، قدامت آنها را بيش از پانزده هزار سال ميدانند.

- در همين سال نزده قدح طلا و نقره از بدخشان ، مجسمه هايي از أي خانم و اثار و سنگنبشته هايي از ولايت تخار به دست آمد كه قدامت اين آثار از 2500 سال پيش از ميلاد تا به سدهإ دوم پيش از ميلاد ميرسد.

- در سال 1963 ، كتيبهء آشوكا به زبانهاي آرمي و يوناني در قندهار كشف شد و حقايق تازه يي را از تاريكي به تاريخ آورد.

- در سال 1978 بيش از بيست هزار اثر طلايي ظريف و مزين با جواهرات از طلا تپه به دست آمد.

به همين سان هزاران اثر ديگر با پيشنيهء از هزاران سال تا چند هزار سال پيش از ميلاد مسيح و نيز مربوط به سده هاي نخست ميلاد مسيح تا دورهء اسلامي و نيز شمار قابل توجهي از آثار دورهء اسلامي جزو گنيجينه هاي موزيم ملي افغانستان بودند. شمار زيادي از اين آثار در جهان نظير و همتا نداشتند و از ارزش غيرقابل محاسبه برخوردار بودند. به همين دليل موزيم ملي افغانستان نه تنها در منطقه ، بل در سطح جهاني نيز از  غنيترين موزيمها به شمار ميرفت.

- در ثور 1358 ، موزيم ملي برغم مخالفت كارشناسان افغاني، به امر حفيظ الله امين ، عجولانه و به گونهء غير فني از تعمير اصلي آن در درالامان به خانهء مرحوم سردار محمد نعيم ، كه پس از كودتاي 7 ثور 1357 از سوي حكومت وقت ضبط شده بود ، انتقال داده شد.

- در سال   1359 كميسيوني موظف گرديد تا سرنوشت آثار موزيم و صدمات وآرده بر آن را روشن سازد و در مورد مسايل مربوطه پيشنهاداتي ارايه نمايد .  كميسيون  تثبيت كرد كه در جريان انتقال بسياري از آثار ظريف صدمه برداشته اند ، امّا ، در اين ميان  اسناد ، مدارك و شواهدي كه بر سرقت گواهي دهد به دست نيامد. اين كميسوين همچنان پيشنهاد نمود تا قصردارلامان براي موزيم اختصاص داده شود. اين پيشنهاد منظور نگرديد و آثار دوباره به تعمير سابقهء موزيم در دارلامان انتقال داده شدند.

و اما ، با درد و دريغ بسيار كه موزيم ملي در جريان سالهاي (1993 - 1994) ، مورد دستبرد قرار گرفت و بيش از 70 درصد آثار بسيار ارزشمند آن را  به غارت بردند.

منطقهء دارلامان و موزيم از زمان انتقال قدرت به حكومت مجاهدين در اپريل 1992 تا دوازدهم ماه مي 1993  در دست قواي "حكومت اسلامي افغانستان" بود.  از زمان انتقال قدرت تا مدت  چــــــندين ماه  كارمندان اصلي موزيم ، اجازهء ورود به آن را نيافتند. در بارهء  اين كه طي اين مدت سرقتي شده باشد و يا نه ، اطلاعاتي در دست نيست ؛ امّا ، امر قطع رابطهء كاركنان با محل كارشان ، نميتواندعادي پنداشته شود.

 به ساعت چهار بجهء بعد از ظهر روز  دوازدهم ماه مي سال 1993 منطقهء دارلامان و از جمله موزيم كابل ، به دست حزب وحدت اسلامي افتاد.

گاهي چنان وانمود ساخته ميشود كه گويا اين دزدي كار تفنگداران بيسواد و جاهل بوده است .  اما كساني كه كه پيرامون اين جنايت پژوهش نموده اند دريافته اند كه اين غارتگري پيشاپيش  پلان شده بود. به گونهء مثال ، در محل، اوراق پاره و پراگندهء   دفتر ثبت و راجستري انگليسي آثار موزيم  بر جا گذاشته شده اند. و اما اين اوراق اصلي نبوده بل اوراق فهرست تازه يي بوده  كه به گمان غالب توسط كمپيوتر نگاشته شده و آثار گرانبهاي دزدي شده در آنها پاك گرديده اند . دفتر اصلي ثبت و راجستر يكجا با آثار گرانبها به غارت رفته است . روشن است كه تهيهء آن اوراق  ، به جاي فهرست اصلي ،  نه كار يك تفنگدار بيسواد بوده ميتواند و نه هم از يك قومندان نيمچه باسواد و يا با سواد عادي.

به همين سان ساحات باستاني بسياري خلاف قوانين نافذهء افغانستان به گونهء خودسرانه از سوي قدرتمندان محلي تنظيمها و  ديگر صاحبان زور و زر مورد كاووش قرار گرفته و در نتيجهء آن هزاران اثر باستاني داراي ارزش غيرقابل محاسبه ، دزدي و چپاول گرديده و براي فروش به خارج از افغانستان قاچاق شده اند و نيز صدمات جبران ناپذيري بر اين ساحات وارد ساخته شده اند.

***

      برگرفته از شمارهء 18 -19 مجلهء آسمايی مورخ جولای 2001